- پیش گفتار 1
- یوسف پاک دامن 4
- چیرگی سپاه رحمان بر لشکر شیطان 6
- ابراهیم بت شکن 9
- پذیرش سعی بین صفا و مروه 12
- یونس در شکم ماهی 17
- سلیمان و ملکه سبا 22
- یاران غار 24
- کشتی نوح 30
- معصیت کاران روز شنبه 32
- مریم، بانوی برگزیده خداوند (1) 35
- مریم، بانوی برگزیده خداوند (2) 37
- صبر ایوب 40
- شتاب در قضاوت 43
- عصای موسی (1) 45
- عصای موسی (2) 47
- آدم و حوا 56
- معراج پیامبر اکرم 63
- تغییر قبله نماز 66
- انفاق در رکوع 68
- داستان مباهله 70
راستی که در این عمل، دست بشر دخالت ندارد».
آن گاه همگی به سجده افتادند و گفتند: «ما به خدای موسی و هارون ایمان می آوریم.»
فرعون با خشم و نفرت گفت: «پیش از آنکه من اجازه دهم، ایمان آوردید؟ این (موسی) بزرگ شماست که شما را جادو آموخته است. اکنون دست ها و پاهایتان را از چپ و راست خواهم برید و همه تان را بر نخل ها می آویزیم».
ساحران که با بال ایمان به پرواز در آمده بودند، گفتند: «باکی نیست. ما نزد پروردگارمان باز می گردیم و امید داریم که پروردگارمان خطاهای ما را ببخشد ما نخستین کسانی هستیم که ایمان آورده ایم».
کارگزاران فرعون اطرافش نشسته بودند و هر یک پیشنهادی می دادند:
«تنها راه رهایی از موسی این است که او را به قتل برسانید».
مؤمن آل فرعون از میان آنها گفت:
«ولی کشتن موسی نارواست. او دلایل روشنی دارد. بهتر است با او لجاجت نکنیم».
فرعون با سرکشی و خودکامگی همیشگی اش آنها را ساکت کرد و فریاد کشید:
«این جلسه را به پایان برسانید. بر آزار و شکنجه مردم بیفزایید و موسی را به هر طریق ممکن از میان بردارید».
***
پیروان موسی نزد او آمدند:
«ای موسی! ما اکنون پیروان تو هستیم. قبل از رسالت تو در آزار و شکنجه فرعون بودیم. اکنون هم در رنج هستیم».
موسی گفت: «از خدا مدد بجویید و صبر پیشه سازید که این زمین از آنِ خداست و به هر کس از بندگانش که بخواهد، آن را به میراث می دهد و سرانجام نیک از آنِ پرهیزکاران است».