قصه ها و آیه ها صفحه 51

صفحه 51

راستی که در این عمل، دست بشر دخالت ندارد».

آن گاه همگی به سجده افتادند و گفتند: «ما به خدای موسی و هارون ایمان می آوریم.»

فرعون با خشم و نفرت گفت: «پیش از آنکه من اجازه دهم، ایمان آوردید؟ این (موسی) بزرگ شماست که شما را جادو آموخته است. اکنون دست ها و پاهایتان را از چپ و راست خواهم برید و همه تان را بر نخل ها می آویزیم».

ساحران که با بال ایمان به پرواز در آمده بودند، گفتند: «باکی نیست. ما نزد پروردگارمان باز می گردیم و امید داریم که پروردگارمان خطاهای ما را ببخشد ما نخستین کسانی هستیم که ایمان آورده ایم».

کارگزاران فرعون اطرافش نشسته بودند و هر یک پیشنهادی می دادند:

«تنها راه رهایی از موسی این است که او را به قتل برسانید».

مؤمن آل فرعون از میان آنها گفت:

«ولی کشتن موسی نارواست. او دلایل روشنی دارد. بهتر است با او لجاجت نکنیم».

فرعون با سرکشی و خودکامگی همیشگی اش آنها را ساکت کرد و فریاد کشید:

«این جلسه را به پایان برسانید. بر آزار و شکنجه مردم بیفزایید و موسی را به هر طریق ممکن از میان بردارید».

***

پیروان موسی نزد او آمدند:

«ای موسی! ما اکنون پیروان تو هستیم. قبل از رسالت تو در آزار و شکنجه فرعون بودیم. اکنون هم در رنج هستیم».

موسی گفت: «از خدا مدد بجویید و صبر پیشه سازید که این زمین از آنِ خداست و به هر کس از بندگانش که بخواهد، آن را به میراث می دهد و سرانجام نیک از آنِ پرهیزکاران است».

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه