قصه ها و آیه ها صفحه 60

صفحه 60

خیرخواه شما هستم و جز سعادت شما نمی خواهم».

آدم و حوا به سوگند شیطان اعتماد کردند و به سوی درخت رفتند. میوه ای از آن چیدند و در دهان گذاشتند. همچنان که در حال خوردن بودند، با تعجب دیدند جامه هایی که بر تنشان بود، فرو افتاد و آنها برهنه و عریان، مات و سرگردان بر جای ماندند. خداوند خطاب به آنها فرمود:

«آیا شما را از نزدیک شدن به این درخت منع نکرده بودم؟ به شما هشدار ندادم که شیطان، دشمن آشکار شماست. اینک از بهشت من بیرون شوید».

شیطان که از شادی سر از پا نمی شناخت، گفت:

«ای آدم! وجود تو سبب شد که من از مقام قرب الهی رانده شوم. حال دیدی چگونه انتقام گرفتم و تو را از بهشت محروم کردم. با این همه بدان که با تو و فرزندان تو بر روی زمین بیشتر کار خواهم داشت و خواهی دید که از وسوسه و فریب هیچ یک از آنان روی برنخواهم تافت».

آدم و حوا که در دریای ندامت غوطه ور بودند، به درگاه خداوند لب به عذرخواهی گشودند: «پروردگارا، ما به خود ستم کردیم و فریب شیطان را خوردیم. اینک چشم امید به عفو و کرم بی پایان تو داریم. خداوندا! اگر تو ما را نبخشایی و از لغزش ما نگذری، در شمار زیان کاران خواهیم بود».

سرانجام خداوند لطیف و مهربان، توبه آنها را پذیرفت و بر آنان رحم کرد. پس آن گاه زمین را مسکن آنان قرار داد و فرمود: «اینک فرود آیید. شما در زمین جای گزین می شوید، در حالی که بعضی با بعضی دیگر دشمن هستید و زمین، تا هنگامی معین، جایگاه شماست».

چنین است سرنوشت انسان که همواره دسیسه های شیطان، او را به وادی گمراهی می کشاند، اگر چه خداوند هشدار داده است: «ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد. همچنان که پدر و مادرتان را از بهشت بیرون راند».

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه