قصه ها و آیه ها صفحه 61

صفحه 61

این بخش از داستان در آیه 117 تا 124 سوره طه، 19 تا 27 اعراف و 35 تا 39 بقره آمده است.

داستان فرزندان آدم، نمونه ای از جنگ مستمری است که همیشه در زندگی بشر وجود داشته است. در یک سو، مردان پاک و با ایمان قرار دارند و در سوی دیگر، افراد ستیزه جو و کینه توز که با خودکامگی و خصومت در مقابل حق می ایستند و به مبارزه با انسان های پاک و صالح برمی خیزند.

این داستان، از یک طرف، اهمیت اخلاص و بندگی را در برابر خداوند بیان می کند و از طرف دیگر، به انسان ها هشدار می دهد تا به زیان نیفتند، ولی عبرت گیرندگان چه بسیار کم هستند.

***

هابیل و قابیل، نخستین فرزندان آدم و حوا بودند. هابیل، جوانی خردمند، مهربان و پرهیزکار بود، ولی قابیل روحیه ای سرکش داشت و تندخو و لجوج بود.

روزی آدم فرزندانش را فراخواند: «خداوند فرمان داده است که هر یک از شما به دل خواه چیزی برای او قربانی کند، روشن است که هدیه هر کس شایسته تر باشد، پذیرفته خواهد شد. بروید و بهترین قربانی را به قربان گاه بیاورید».

هابیل با شادمانی نزد گله خود رفت و از میان آنها، بهترین شتر را انتخاب کرد و به سوی قربان گاه برد در حالی که زیر لب می گفت:

«خداوندا! شرمنده احسان تو هستم. می دانم که هر چه دارم، از توست. نیکوتر از این، هیچ نداشتم. مرا ببخش و به لطف خود، این قربانی ناچیز را از من بپذیر».

قابیل در مزرعه خود مردد مانده بود و این دست و آن دست می کرد. با خود می گفت:

«حیف است که این گندم های خوب در آتش سوزانده شود. بهتر است از زمین دیگری که محصول نامرغوبی دارد، مقداری برای قربانی بردارم».

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه