قصه ها و آیه ها صفحه 70

صفحه 70

می فشرد، از میان جمعیت گذشت و از مسجد بیرون رفت.

پیامبر با دیدن این ماجرا خشنود شد، روی به درگاه خدا کرد و فرمود:

خداوندا! برادرم موسی از تو درخواست کرد به او شرح صدر عطا کنی، کارهایش را آسان گردانی، بیانی روان به او ببخشی تا مردم سخنش را بفهمند و برادرش، هارون را در امر رسالت، پشتیبان و یاور او کنی. خداوندا، تو درخواست های او را پذیرفتی و آنچه خواسته بود، به او عطا کردی. اینک من محمد، پیامبر و برگزیده تو هستم، به من شرح صدر عطا کن، کارها را برایم آسان ساز و از خاندانم، علی را وزیر و یاور من قرار بده تا پشتیبانی قوی و محکم داشته باشم».

_ابوذر غفاری_ که در مسجد حاضر بود، با نقل این ماجرا برای دیگر مردم گفت: «هنوز دعای پیامبر به پایان نرسیده بود که مردم دیدند چهره پیامبر تغییر کرد و حالت وحی بر او چیره شد. جبرئیل امین این آیه را بر آن حضرت خواند:

إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ. (مائده: 55)

همانا ولیّ و سرپرست شما خدا و رسول اوست و کسانی که ایمان آورده، اقامه نماز می کنند و در حال رکوع، زکات می دهند.

***

این ماجرا را بیش از سی نفر از عالمان اهل تسنن و همه عالمان شیعه در تفاسیر خود نقل کرده و این آیه را «آیه ولایت» نامیده اند.

داستان مباهله

_ابوحارثه_ اسقف _نجران_ در کلیسا در حال نیایش بود. سفیری از راه رسید و گفت: «پیامبر اسلام به موازات مکاتبه با سران و دولت های جهان، برای شما نامه ای فرستاده

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه