شهیدان محراب : ویژه نامه شهدای محراب حضرات آیات مدنی، دستغیب، صدوقی و اشرفی اصفهانی صفحه 37

صفحه 37

ص:39

6. در آرزوی وصال

اشاره

6. در آرزوی وصال

آیت الله مدنی، در هر حالی به درگاه فیض الهی چشم داشت و همواره در قنوت نمازهایش، با سوز و گداز از خدا، شهادت در راه اسلام و انقلاب را می طلبید. او که در عالم رؤیا جام شهادت را از دست مولایش حسین علیه السلام گرفته بود، بی صبرانه انتظار آن روز را می کشید. خود می گوید:

من در دو موضوع نسبت به خودم شک کردم، یکی اینکه به من می گویید: «سید اسدالله». آیا واقعا من از اولاد پیامبر هستم؟ و دیگر اینکه آیا من لیاقت آن را دارم که در راه خدا شهید بشوم یا نه؟ روزی به حرم امام حسین علیه السلام رفتم و در آنجا با ناله و زاری از امام خواستم که جوابم را بدهد. پس از مدتی یک شب، امام حسین علیه السلام را در خواب دیدم که بالای سرم آمد و دستی به سرم کشید و این جمله را فرمود: «یا بُنَی اَنْتَ مَقتُول»؛ یعنی «ای فرزندم! کشته می شوی.» که جواب دو سؤال من در آن بود. امام فرمود: «فرزندم!»؛ یعنی من سید هستم و دیگر به من بشارت داد که من شهید می شوم.

آیت الله مدنی چون پروانه ای بی قرار، در آتش عشق به شهادت می سوخت.(1) سال 1359 نیز به همراه شهید دستغیب، شهید صدوقی و شهید هاشمی نژاد در مشهد مقدس، پس از شست وشوی ضریح مطهر، هر کدام دو رکعت نماز خواندند و از آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام خواستند از خدا شهادت آنها را بخواهد(2) که دعایشان اجابت شد.

سجاده خونین

سجاده خونین

جمعه، 20 شهریور 1360 روزی دیگر بود. نبض پر تلاطم زمان، از حادثه ای شوم خبر می داد. خطبه های آن روز نیز حال و هوایی دیگر


1- روزنامه کیهان، 2/6/1368؛ مجله عروه الوثقی، ش 82؛ دیدار با ابرار، ش 66.
2- مصاحبه با حجت الاسلام بهاءالدینی داماد ایشان.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه