زندگی نامه شهید آیت الله سید محمدعلی قاضی طباطبایی(ره) صفحه 34

صفحه 34

ص:40

می شدند، شهید قاضی ناروایی ها را از یاد می برد و برمی خاست و به آنان احترام می گذاشت.

شهید قاضی عقیده داشت هر انسانی نسبت به خودش حقوقی دارد و باید کرامت، وجاهت و شئون خویش را پاس دارد و نگذارد شخصیتش آسیب ببیند. یکی از دوستان صمیمی آیت الله قاضی که همواره در خدمتشان بود، درباره ایشان می گوید:

در تابستان سال 1358 خورشیدی، روزی هوا خیلی گرم بود. به طوری که انسان نمی توانست بیش از یک پیراهن در بر داشته باشد و مدام از سر و صورت ما عرق می ریخت. آیت الله قاضی با همان حالت همیشگی و لباس رسمی روحانیت نشسته بود و به امور مردم و مشکلات مراجعین رسیدگی می کرد. این برنامه چند ساعتی در آن هوای گرم و طاقت فرسا ادامه یافت تا اینکه افراد رفتند و اتاق خالی شد. من انتظار داشتم ایشان حداقل عبا و عمامه خود را بردارد تا از شرّ این گرما تا حدودی رهایی یابد، اما با کمال شگفتی دیدم همان طور آرام و باوقار به حالت چهارزانو نشسته، به نامه ها و پرسش های مکتوب نگاه می کند و آنها را به دقت مطالعه می نماید و برای هر کدام، جواب مناسب و منطقی می نویسد. عرض کردم: آقا همه مراجعین رفته اند. دیگر کسی در اتاق نمانده است. آیا بهتر نیست عبا و عمامه را بردارید تا کمی خنک گردید؟ فرمود: مگر من خودم آدم نمی باشم؟ و افزودند: انسان باید برای خودش هم احترام قائل گردد و شأن و منزلت خویش را حفظ کند، اگرچه در خلوت باشد.(1)

تندیس صلابت و شجاعت

تندیس صلابت و شجاعت


1- زندگی نامه آیت الله قاضی طباطبایی، ص 3؛ محمد ابراهیم نژاد، قاضی طباطبایی؛ قله شجاعت و ایثار، صص 110 و 111؛ تنهایی و پایداری، صص 92 و 93.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه