حیات نیکان 16: آیت الله سیدمحمدعلی علاقه بند صفحه 32

صفحه 32

ص:37

خودتون و خانواده تون مشکلی پیش بیاد؛ شما که نمی خواهید اتفاقی بیفته؟ آیت الله علاقه بند لبخندی زد و گفت: من که کاری نکردم. اصلاً مگر مدرکی هم وجود دارد؟ همان مرد گفت: مدرک هم پیدا می کنیم حاج آقا. آنها به حاج آقا پشت کردند و از حیاط بیرون رفتند. پسر ایشان دست پدر را گرفت و آقای علاقه بند نگاهی به پسرش کرد: نگران نباش! هیچ مدرکی ندارند.

بعدازظهر روز بعد بود و آیت الله علاقه بند در اتاق را باز کرد و کناری ایستاد. آیت الله روح الله خاتمی(1)و آقای ولی الله خاتمی پشت سر وی وارد اتاق شدند.

آیت الله روح الله خاتمی به پشتی تکیه داد و آقای ولی الله خاتمی از کیف سیاه کوچکی که همراهش بود، پاکت پلاستیکی کوچکی را درآورد. درون پاکت سی عدد کارت پرس شده بود. آقا ولی الله خاتمی پاکت را باز کرد و کارت ها را به دست آقای علاقه بند داد و گفت: بفرمایید، این هم کارت معافیت آ ن سی طلبه شیرازی که هفته پیش اسم هایشان را دادید. روح الله خاتمی نگاهی به کارت ها کرد و رو به آقای ولی الله خاتمی گفت: شغل شما توی این سمت باعث شده، که این کار خیر سر و سامان بگیرد. آقای علاقه بند کارت ها را جابه جا کرد و گفت: دعای خیر همه این جوان ها پشت سرتان است. آقا ولی الله خاتمی آهسته به


1- روحانی و فقیه شیعه و مؤسس مدرسه علمیه اردکان (1285_ 1367ه .ش).
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه