ص:13
شد و هم متعجب. خوشحال از اینکه با وجود مخالفت های حکومت با دین و مذهب و کارهایی که برای دور کردن جوان ها از اسلام انجام داده بودند، هنوز مشتاقان تحصیل در حوزه، بسیار بودند. متعجب از اینکه می دید بسیاری از طلبه ها از راه های بسیار دور و حتی از کشورهای دیگر برای ثبت نام آمده و تمام سختی ها را به جان خریده اند.
در فیضیه
در فیضیه
همه طلبه ها از امتحان ورودی حرف می زدند:
_ سخت می گیرند. باید با دقت به سؤال ها جواب داد.
_ همه ممتحنین(1) از استادان تراز اول حوزه هستند.
علی پناه گوشه ای نشسته بود و به آنچه تا به حال آموخته بود، فکر می کرد. می دانست رقابت سختی در پیش دارد، ولی با اطمینان آماده بود که در امتحان ورودی فیضیه شرکت کند.
طلبه ها کنار هم نشستند و روبه رویشان نگاه کردند. هیئت ممتحنین آمده بودند. یکی از طلبه ها در گوش دوستش گفت: این هیئت را آیت الله صدر تشکیل داده است.
علی پناه از لابه لای جمعیت به هیئت نگاه کرد؛ حاج سید احمد زنجانی، آقا میرزا ادیب تهرانی، آقا رضا صدر و آیت الله خمینی را دید.
امتحان شروع شد. استادها، یکی یکی از طلبه ها سؤال می پرسیدند. علی پناه نگرانی و اضطراب را در چهره طلبه ها می دید. نوبت به او رسید.
1- ممتحنین: کسانی که امتحان می گیرند.