- سخن ناشر 1
- پرسش دوم _ آیا امامان : علم غیب داشتند؟ 6
- پرسش سوم _ اگر امام حسین علیه السلام علم غیب داشت، چگونه سفر کربلا را با چنین پایانی برگزید؟ 9
- پرسش پنجم _ چرا بعضی دعاهای ما مستجاب نمی شود؟ 24
- پرسش ششم _ رابطه ائمه اطهار علیهم السلام با خلفای زمان خود و خلفا با آنها چگونه بود؟ [ 2] 38
- پرسش هفتم _ آیا صحیح است که غیر شیعه ها، با وجود عملکرد اخلاقی صحیح به جهنم می روند و شیعه ها با وجود عملکرد غلط به بهشت می رسند؟ [ 1] 50
- پرسش هفتم _ آیا صحیح است که افراد غیر شیعه، با وجود عملکرد اخلاقی صحیح، به جهنم می روند و شیعه ها با وجود عملکرد غلط به بهشت می رسند؟ [ 2] 60
- پرسش هشتم _ آیا در مورد امام حسین علیه السلام فقط باید گریست؟ آیا آن همه اثر که گفته شده، فقط بر چند قطره اشک مترتّب است؟ [ 1] 65
- پرسش هشتم _ آیا در مورد امام حسین علیه السلام فقط باید گریست؟ آیا آن همه اثر که گفته شده، فقط بر چند قطره اشک مترتّب است؟ [ 2] 71
ص:26
1- مفاتیح الجنان، زیارت امام حسین علیه السلام در روز عرفه.
2- مائده / 35.
3- منهاج البراعه (شرح نهج البلاغه)، میرزا حبیب اللّه خویی، 1 / 330.
همه گونه خواسته را _ با این همه تنوّع و تضادّ، از این همه بنده اش _ اجابت کند؟
این نکته را باید با تمام وجود بپذیریم که هر نعمتی را که خداوند به هرکس می دهد، بدون استحقاق و شایستگیِ اوست و خداوند، «مبتدئ» است یعنی نعمت دادن را آغاز می کند، بدون هیچ مقدّمه ای. لذا در روایت دارد:
یا مبتدئاً بالنعم قبل استحقاقها.(1)
ای کس_ی که نعمت ها را آغاز می کنی پیش از این که شایستگیِ آن در مردم باشد.
حال که چنین است، اگر در یک مرحله به هر دلیلی _ که قطعاً مبتنی بر حکمت الهی است _ یک درخواست ما برآورده نشد، آیا جای سؤال دارد؟ اساساً چه کسی توانِ آن را دارد که کارهای خدا را مورد سؤال قرار دهد؟ تمام بندگان _ حتّی مقرّب ترین بنده که خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله باشد _ خود را بنده ای ذلیل در پیشگاه خدای عزیز می دانند. پس کیست که در جایگاه سؤال یا حساب کشیدن از خدا باشد؟ در قرآن می فرماید:
(لا یُسئل عمّا یفعل و هم یُسئلون)(2)
خداوند، در مورد آنچه انجام می دهد، مورد سؤال قرار نمی گیرد، بلکه از آنها سؤال می شود.
در اینجا می توان پرسید که: خداوند، خودش وعده داده که دعاهای ما را مستجاب کند و فرموده است: (أدعونی استجب لکم).(3)
آیا مستجاب نکردن دعا، خلف وعده نیست؟
در پاسخ باید به بحث سببیّت اشاره شود. خداوند، چه در دنیا و چه در آخرت، سبب های زیادی برای امور مختلف قرار داده، ولی تمام آنها را در همین سطح (سبب) می داند، و مسبّب الاسباب، یعنی کسی که به آن سبب ها، سببیّت می بخشد، خود اوست نه دیگری.
این مضمون در آیات 67 تا 72 سوره واقعه به صورتی شگفت آمده است. در چهار مورد (خلقت انسان، ثمر رسیدن گیاه، شیرینی آب، و پدید آمدن آتش)، ابتدا انسان را به آن مورد توجّه می دهد، سپس به او تذکّر می دهد که عامل اصلی خلقت آن مخلوق، خداست نه انسان و کار انسان فقط در مرحله تهیّه سبب است، همان سببی که خداوند برای آن کار قرار داده است. سپس، از او می پرسد که اگر ما، جلوی سببیّت آن سبب را بگیریم، چه می کنید؟ این آیات، توضیحی است بر این حقیقت که خداوند، «مسبّب الاسباب» است.
این حقیقت، منحصر به دنیا نیست. در آخرت نیز همین گونه است. به عنوان مثال، شفاعت، وسیله ای است که خداوند، گره از کار کسی در مواقف قیامت بگشاید. ولی شفاعت شافعان تنها زمانی برای انسان مفید است که