- سخن ناشر 1
- پرسش دوم _ آیا امامان : علم غیب داشتند؟ 6
- پرسش سوم _ اگر امام حسین علیه السلام علم غیب داشت، چگونه سفر کربلا را با چنین پایانی برگزید؟ 9
- پرسش پنجم _ چرا بعضی دعاهای ما مستجاب نمی شود؟ 24
- پرسش ششم _ رابطه ائمه اطهار علیهم السلام با خلفای زمان خود و خلفا با آنها چگونه بود؟ [ 2] 38
- پرسش هفتم _ آیا صحیح است که غیر شیعه ها، با وجود عملکرد اخلاقی صحیح به جهنم می روند و شیعه ها با وجود عملکرد غلط به بهشت می رسند؟ [ 1] 50
- پرسش هفتم _ آیا صحیح است که افراد غیر شیعه، با وجود عملکرد اخلاقی صحیح، به جهنم می روند و شیعه ها با وجود عملکرد غلط به بهشت می رسند؟ [ 2] 60
- پرسش هشتم _ آیا در مورد امام حسین علیه السلام فقط باید گریست؟ آیا آن همه اثر که گفته شده، فقط بر چند قطره اشک مترتّب است؟ [ 1] 65
- پرسش هشتم _ آیا در مورد امام حسین علیه السلام فقط باید گریست؟ آیا آن همه اثر که گفته شده، فقط بر چند قطره اشک مترتّب است؟ [ 2] 71
ص:59
1- کهف / 104.
2- خصال 1 / 277 باب الخمسه حدیث 21، بحارالانوار 68 / 376. مرحوم شیخاحمد رحمانی همدانی، در کتاب «امام علیّبن ابی طالب علیه السلام » شماری از این احادیث راآورده است.
الهی است که در هر زمان، همچون چراغی روشن، راه تقوا و تعبّد را به انسان نشان می دهد و او را از جزئیات راه _ مقصد، مسیر، هدف، خطرات و نحوه پیمودن راه _ آگاه می سازد.
به همین دلیل، در نماز _ دست کم ده بار در هر روز _ از خدا می خواهیم که ما را جزء «مغضوب علیهم» و «ضالّین» قرار ندهد. وقتی به بیان امام هادی صلوات اللّه علیه در زیارت جامعه کبیره رجوع کنیم، تفسیر روشن و جامع این دو مفهوم را از حضرتش فرا می گیریم:
_ علی من جحد ولایتکم غضب الرحمان. (معنای مغضوب علیهم)
_ ضلّ من فارقکم. (معنای ضالّین)
وقتی کسی به علم و عمد، خود را در شمار گمراهانِ مورد غضب خداوند حکیم قرار داد، نماز و روزه چه سودی به او می بخشد؟ چنین کسی، وقتی در نماز از خداوند می خواهد که او را در زمره آن دو گروه قرار ندهد، آیا چنین نمازی استهزاء به خدا و رسول نیست؟ طبعاً در این حالت، هرچه بیشتر نماز گزارد، نه تنها وسیله تقرّب نشده، بلکه عذاب خود را سنگین تر کرده است.
ه_. بد نیست در مورد همین نکته، توضیحی دیگر بیان شود.
دیدیم که خداوند متعال، عمل خیر را فقط از اهل تقوا می پذیرد :
(انما یتقبّل اللّه من المتّقین)(1)
تقوا مصادیق مختلف دارد، که هرکدام از آنها بخشی از این مفهوم قرآنی را در انسان تحقّق می بخشد. (مانند مطلق خیرات، عبادات، اخلاق حسنه و...) ولی در اینجا نیز تفسیر روشن و جامع این آیه را باید در بیان امام هادی علیه السلام (زیارت جامعه کبیره) یافت که فرمود:
بموالاتکم تُقبل الطاعه المفترضه.
علمای علم بلاغت بر این نکته اتفاق دارند که این گونه بیان جملات در عربی، می رساند که فقط و فقط به قبول ولایت از طرف انسان است که اعمال و آداب الهی از او پذیرفته می شود.
نکته مهم این است که تقوا و ولایت، یک درجه ثابت نیست که انسان به دست آورد و بالاتر از آن برای او مقدور نباشد. همچنین این درجه، چنان نیست که از انسان قابل سلب نباشد.
به عبارت دیگر: از یک سو، تقوا خود درجاتی دارد که در هر درجه، هدایت بالاتر را نصیب انسان می سازد. لذا در مورد قرآن فرمود:
(ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین)(2)