- سخن ناشر 1
- پرسش دوم _ آیا امامان : علم غیب داشتند؟ 6
- پرسش سوم _ اگر امام حسین علیه السلام علم غیب داشت، چگونه سفر کربلا را با چنین پایانی برگزید؟ 9
- پرسش پنجم _ چرا بعضی دعاهای ما مستجاب نمی شود؟ 24
- پرسش ششم _ رابطه ائمه اطهار علیهم السلام با خلفای زمان خود و خلفا با آنها چگونه بود؟ [ 2] 38
- پرسش هفتم _ آیا صحیح است که غیر شیعه ها، با وجود عملکرد اخلاقی صحیح به جهنم می روند و شیعه ها با وجود عملکرد غلط به بهشت می رسند؟ [ 1] 50
- پرسش هفتم _ آیا صحیح است که افراد غیر شیعه، با وجود عملکرد اخلاقی صحیح، به جهنم می روند و شیعه ها با وجود عملکرد غلط به بهشت می رسند؟ [ 2] 60
- پرسش هشتم _ آیا در مورد امام حسین علیه السلام فقط باید گریست؟ آیا آن همه اثر که گفته شده، فقط بر چند قطره اشک مترتّب است؟ [ 1] 65
- پرسش هشتم _ آیا در مورد امام حسین علیه السلام فقط باید گریست؟ آیا آن همه اثر که گفته شده، فقط بر چند قطره اشک مترتّب است؟ [ 2] 71
ص:60
1- مائده / 27.
2- بقره / 2.
این کتاب _ که تردیدی در آن نیست _ هدایت برای اهل تقوا در آن است.
و در جای دیگر فرمود :
(و الذین اهتدوا زادهم هدی)(1)
کسانی که هدایت الهی را بپذیرند، خداوند بر هدایت آنها می افزاید.
کسی که هدایت الهی را به جان بپذیرد، خداوند به لطف خود، او را بیش از پیش هدایت می کند. و این اِعطایِ درجات را نهایت نیست، چون بنده در هر حال بنده است و مخلوق هرگز خالق نمی شود.
«موالات» نیز چنین است: هرگز یک محبّ عادّی خاندان پیامبر را نمی توان با بزرگانی همچون ابوذر و سلمان در یک درجه دانست. شاعر نیکو گفته است که:
نه هرکس شد مسلمان، می توانش گفت سلمان شد
پس در همان درجات نیز پیوسته می توان بالا رفت.
اما از سوی دیگر، دست خدا بسته نیست که آنچه را به رحمتش داده، نتواند به حکمتش پس گیرد. لذا می تواند همان نعمت ولایت، هدایت و تقوا را که به انسان داده و چه بسا افزون ساخته، از انسان پس گیرد. این زمانی است که انسان خودش ظرف وجودی خود را _ به سوء اختیار _ از این عطیه الهی تهی سازد. به این هشدار الهی دقت شود:
(ثم کان عاقبه الذین اساؤوا السوءی ان کذّبوا بآیات اللّه)(2)
سپس فرجام کار کسانی که کار زشت کردند، چنان شد که آیات خدا را دروغ شمردند.
تکذیب آیات الهی _ که مصداق روشن آن، ذوات مقدسه معصومین علیهم السلام هستند _ نتیجه گناه است که انسان به سوء اختیار خود مرتکب می شود.
جنگ اُحُد، جلوه ای بازر از عدم قبول ولایت رسول اللّه توسط مسلمانان بود. فرار آنان از جایگاه خود، که منجر به شکست شد، نیاز به توضیح ندارد. مهم این است که قرآن، عامل چنین وضعی را «گناهان مسلمانان» می داند:
(انّ الذین تولّوا منکم یوم التقی الجمعان، انّما استزلّهم الشیطان ببعض ما کسبوا)(3)
کسانی که در روز برخورد دو گروه (روز اُحُد)، از همراهی با شما سر پیچیدند، شیطان آنها را به لغزش کشانید به دلیل پاره ای از گناهانی که به سوء اختیار خود مرتکب شده بودند.
پس هرگز نمی توانیم به داشتن نعمت ولایت غرّه شویم یا آنچه را واجدیم، آخرین درجه بدانیم. امید است این