رهیافت 2 : گستره ی دین از نگاه شهید مطهری صفحه 96

صفحه 96

ص:107

3_ اخلاق طبیعی

3_ اخلاق طبیعی

اخلاق طبیعی یک قوم عبارت است از خصایص نژادی و اقلیمی آن ها، وراثت و محیط طبیعی و جغرافیایی، هم چنان که در خصوصیات جسمی افراد بشر از رنگ و پوست و چشم و مو و خصوصیات اندام مؤثر است. در روحی نیز مؤثر است. با این تفاوت که عامل نژادی یعنی وراثت در اثر اختلاط ها و امتزاج ها و ازدواج ها و نقل و انتقال ها و مهاجرت از بین می رود و شکل دیگری پیدا می کند، اما عامل منطقه ای و جغرافیایی از یک ثبات نسبی برخوردار است.(1)

4_ اخلاق مذهبی

4_ اخلاق مذهبی

برخی مدعی هستند که فعل اخلاقی مساوی است با فعل دینی. این هم مکتبی است. در این صورت این حرف ها همه اش غلط است، هر فعلی که دینی شد اخلاقی است، وگرنه اخلاقی نیست. حداقل این است که بعضی از افعال دینی را در نظر بگیریم، افعال دینی ای که در آن ها نفع غیرمطرح باشد ولی بالاخره ریشه ی اخلاقی بودن فعل، دینی بودنش است، پس ما نمی توانیم اخلاق علمی، فلسفی و عقلی داشته باشیم، فقط و فقط می توانیم اخلاق مذهبی داشته باشیم.

این البته دو جور می شود تقریر گردد. یکی آن طور که معمولاً دیگران _ مثل ویل دورانت _ تقریر می کنند که اخلاق قدیم، اخلاق دینی بود، به این ترتیب که مبتنی بر ترس و طمع نسبت به جهان دیگر بود. مثلاً می گفت:


1- خدمات متقابل اسلام و ایران، ص 300.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه