ص:14
جمعیت شد. جمعیت مشتاق آمده بودند تا حرف های طلبه نوجوان را بشنوند.
r
بعد از آن روز لطف الله چندین بار هم از روی پله های منبر مسجد گوهرشاد بالا رفت و برای مردم حرف زد.
عشق و علاقه به امام زمان در وجود لطف الله آن قدر زیاد شده بود که شب های نیمه شعبان تا پیش از آنکه رضاخان جشن های نیمه شعبان را ممنوع کند، همراه با نوجوانان و جوانان به چراغانی مسجد و کوچه ها می پرداخت و در مسجد سخنرانی می کرد و بیانیه هایی را که پدرش آخوند ملامحمدجواد نوشته بود، برای مردم می خواند. در کنار این کارها به خواندن قرآن، تفسیر قرآن و تبلیغ مردم نیز می پرداخت. حتی بعدها با وجود ممنوعیت های شدید رضاخان و فشارهای زیادی که بر مردم شهر حاکم بود، او و پدرش همچنان جشن های نیمه شعبان را در خانه برگزار می کردند.
r
هنوز چند صباحی از نوجوانی لطف الله نگذشته بود که همانند پدر وارد مبارزات وسیع بر ضد بهاییت شد. آخوند ملامحمدجواد که در تمام طول عمر خود لحظه ای در راه مبارزه با بهاییت ساکت ننشسته بود، این بار با نوشتن اشعاری بر ضد بهاییت، اقدامات خود را به شکلی جدید و سازمان یافته ادامه داد. قسمتی از این اشعار بعدها به صورت کتابی به نام اشعار شیوا به چاپ رسید. در این میان لطف الله نیز که قریحه شعر و شاعری از همان کودکی با گوشت و پوست او عجین شده بود، همانند