از چشمه تا دریا :مجموعه خاطرات درباره استاد شهید مرتضی مطهری صفحه 154

صفحه 154

ص:156

شب ایشان مصمم بودند برای ماها یک دوره روابط اجتماعی گسترده تر را عملی کنند؛ چون به آن شکل خوابیدند و تقریبا ده پانزده نفر از دوستانی که جزو نزدیکان بودند پراکنده کردند و بعد هیچ کس نماند جز ما سه نفر. بعد گفتند پاشید برویم پارک. این کا را نمی دانم حالا آیا طلبه دیگری این رویداد برایش بوده؛ ولی ما به عنوان سه طلبه جوان آن شب یک کلاس بسیار سنگینی را دیدم که هم از آن شدت هیجان نمی دانستیم چه کار بکنیم. بعد دو مرتبه همین مسیر را از آن طرف رودخانه البته آن طرف دیگر پارک. این چیزها نبود، عادی بود. برگشتیم تا همین محل کانون جهان اسلام و بعد خیلی نشستیم سر این قضیه که حالا فکر می کنید اگر بخواهیم با مردم باشیم، این ها که نمی آیند به طرف ما، ما می توانیم رهایشان کنیم؟ باید برویم به طرف این ها. این از آن بخش هایی از زندگی شهید مطهری است که چون معمولاً توی حسینیه ارشاد و مجامع دانشجویی و فرهنگی صحبت می کردند فکر می کنم مکنون باشد. من حالا چون خاطرات دیگران را نمی دانم، ولی این خاطره جزو خاطره منحصر به فردی است که ما داشتیم.

رفتار پدرانه با واکنش منفی اعتصاب کنندگان جوان

رفتار پدرانه با واکنش منفی اعتصاب کنندگان جوان

ببینید یکی از سنگین ترین خاطرات که زمینه هایش حدود سال های 56 و 57 بود. آن موقع دست اندرکاران تشکل های دانشجویی خارج از کشور میانه خوبی با شهید مطهری نداشتند. حتی در نشریه و فصلنامه شان یک مقاله تندی علیه آقای مطهری نوشته بودند و خدمات آقای مطهری را به عنوان جرایم شان مطرح کرده بودند که این کسی است که علل گرایش به مادیگری را نوشته با یک طور مسخره ای خدمات متقابل ایران و اسلام را مسخره کرده بودند. این

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه