از چشمه تا دریا :مجموعه خاطرات درباره استاد شهید مرتضی مطهری صفحه 157

صفحه 157

ص:159

دوست داشتنی شهید عراقی در حالی که مقداری نان سوخاری یا نان فرانسوی را توی یک قدری شیر ریخته بود و اصرار داشت که من خیلی با آرامش بخورم، بیانگر این است که امام عزیز ما این حرکت را که بسیار هم کوبنده بود قبول داشت. چون جریانات کمونیست و این ها اعتصاب غذا که می کردند می رفتند یک چیزی می خوردند ما واقعا نذر کرده بودیم برای امام عزیزمان. چون حالا نمی دانستیم چطور هست؛ یعنی چه شکلی است. بدعتی هست یا نیست، ولی ما نذر کرده بودیم. کار خلافی که نمی کردیم. نمازمان را که می خواندیم هفت روز غذا هم نمی خوردیم و من هیچ وقت چهره شهید عراقی را یادم نمی رود که این لیوان شیرا را دستم داد و یک تکه از این نان های فرانسوی را خرد کرد تویش و گفت آرام آرام بخور. هفت هشت روز است چیزی نخوردی. آن شب برای اولین بار غیر از نمازهایی که زیر درخت سیب می خواندیم، توی آن اتاق هم پشت سر حضرت امام لذت این اقامه جماعت را داشتیم، اعتصاب غذا هیچ اثری که نداشت نقش افشاگری داشت. اتحادیه سه تا اعتصاب غذا برگزار کرد؛ یکی سال 55 بود که ما به خاطر بعضی از مسایلی که داشت توی آن شرکت نکردیم. در همان جا هم اهدافی که داشت را تأیید نمی کردیم. یک اعتصاب غذایی که در پاریس و سوئد و ایتالیا بود که من ایتالیا را شرکت کردم. در اسفند 56 بود بعد از کشتار قم. سومی آن هم در همان موقعی بود که امام در پاریس تشریف داشتند و در یکی از بزرگ ترین کلیساهای فرانسه بود. آن جا بسیار اثر تخریبی روانی علیه رژیم شاه داشت. تعداد نزدیک 70 نفر که حداقل چهار نفرشان واقعا در اعتصاب به سر می بردند در آن جا حاضر بودند. این عدد توی اروپا که به هر حال نحوه مبارزه اروپایی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه