از چشمه تا دریا :مجموعه خاطرات درباره استاد شهید مرتضی مطهری صفحه 209

صفحه 209

ص:211

چون من از حوزه علمیه آمدم برو پی کارت. چون تو از دانشگاه آمدی. نه نه نه ابدا این طور نیست. توی روده فروش هم در این اتاق سهم داری، چه رسد به تو که مال دانشگاهی. چه برسد به تو که مال حوزه ای. ظرافت های رفتار را عرض می کنم.

پاسداشت ارزشها و خوبی ها

پاسداشت ارزشها و خوبی ها

من یک نمونه از عظمت رفتار مرحوم مطهری و علاقه شان به آقای دکتر اشاره بکنم. تو این اتاق همه علما و فضلا و فقها و شعرا نشسته بودند. آقای دکتر صدای داد و بیداد من را پایین پله ها شنید. آمد بیرون. آقای دکتر به روی خودشان نیاورد. مرحوم مطهری به آقای دکتر گفته بودند، صدای ایرج است. پس نشان می دهند که به پسر آقای دکتر علاقه دارند. دوتایی پاشدند آمدند بالای سر من. حالا فکر کنید من چرا برای روحانیت مثلاً از بچگی یک حسی برایم درست شده که یک احترامی قائل باشم. آقای دکتر این همه سال اروپا امریکا فرانسه، نمی دانم شاگرد انیشتن، به قول حضرتعالی می آیند ایران با کی عروسی می کنند. با مادر من. دختر یک آیت الله خوب. شخصیت پدربزرگ من باعث می شود که مرحوم مطهری را بهتر شخصیت شان را توی سلول های خودم درک بکنم. احترام بگذارم. دیدم بالای سر من ایستادند. سگ پاسبان، این جا یک کار بدی کرده بود. این جا من یک چوبی برداشته بودم. حرف های بد می زدم. آقای دکتر گفتند که شما توی این خانه یک ضوابطی را برای این سگ تعیین کردید. مثل ما که برای تو تعیین کردیم. گفتم بله. گفتند این چکار کرده. گفتم فلان کار. گفتند یکی از ضوابطی که تو تعیین کردی گوش نکرده دیگر؛ یعنی کار بد کرده. سگ شما توی این خانه تا حالا کار بد نکرده. گفتم چرا، خیلی. گفتند من و مادرت با چوب و حرف بد شما را بزرگ کردیم؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه