از چشمه تا دریا :مجموعه خاطرات درباره استاد شهید مرتضی مطهری صفحه 210

صفحه 210

ص:212

گفتند چوبت را بیانداز زمین. صدایت را بیاور پایین. کار بد کرده بگو آخ آخ آخ خیلی بد است. با او قهر کن. می فهمد عین کاری که ما با تو کردیم؛ یعنی اجازه بی احترامی پسرشان به سگشان را ندادند. آقای دکتر برگشته بودند بعد برای مادر من گفتند که مرحوم مطهری فرمودند که این چیزی که من امروز بالای سر شما شاهد بودم، این بهترین رفتار یک پدر به عنوان یک الگو برای تمام ایرانی ها است. و من این را از کجا شنیدم، از خانم مرحوم مطهری که به مادر من گفته بودند خوب ببینید چقدر ارزش دارد آدم برود توی خانه اش تعریف کند بگوید آقای دکتر حسابی این جوری رفتار کرد. این را باید یک کاری بکنیم بچه های ایران همه بفهمند.

دفاع مطهری از پرفسور حسابی

دفاع مطهری از پرفسور حسابی

یک چیزی را خدمتتان عرض می کنم که ببینید امثال مرحوم مطهری چه نقشی در توسعه علمی ایران داشته، چه نقشی داشتند. که این ها توانستند اساتید ایران بتوانند راجع به چیزهای نو صحبت بکنند، این را من هیچ جا عرض نکردم. استدعا می کنم اگر دیدید بد است، شما نفرمایید و اگر دیدید خوب است بفرمایید. تشخیص آن با خودتان. من روی آن خلوصی که حضرتعالی احساس می کنم، آن صحبتی که کردید خدمتتان عرض می کنم. خدمت آقای لواسانی، شب های جمعه آقای دکتر این ها جمع می شدند منزل مرحوم پدر شیخ الملوک اورنگ که شاعر بزرگی بود. علما فضلا و فقها باهم صحبت می کردند می گفتند که با این که مرحوم جعفری خیلی طلبه جوانی بودند و جناب مطهری چون شناخته شده تر بودند با کمال علاقه به ایشان احترام می گذاشتند بحث هستی و نیستی بود یکی از آقایان علما که اجازه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه