از چشمه تا دریا :مجموعه خاطرات درباره استاد شهید مرتضی مطهری صفحه 217

صفحه 217

ص:219

عشق پرفسور حسابی به مطهری

عشق پرفسور حسابی به مطهری

شما زمان شاه چند سالتان بود؟ من شاید اول راهنمایی بودم. خیلی خوب است درک کرده بودید هر کسی توی این مملکت بعد از این که آن انگلیسی ها. آن کلاه بزرگ را سر شاه گذاشتند، اصلاحات ارزی را انجام دادند، مملکت را به نابودی کشاندند که تمام روستاها از بین برود و ما محتاج پول نفت بشویم. و هیچ کس دیگر میل به خدمتی نداشته باشد. چون صاحبان این زمین ها از بین رفتند. شاه نفهمید دارد چه بلایی سر خودش می آورد. خوب یک جوّی درست شده بود که یک نفر در ایران بود. آن هم شاه. هرکس خودش را یک جوری به شاه می چسباند که بتواند پستی بگیرد، مقامی بگیرد و به یک جایی برسد؛ چون آن صد تا مالک از بین رفته بودند. شاه فکر نمی کرد کشور دارد از بین می رود. فکر می کرد اگر خودش بزرگ بشود، همه کاری می تواند بکند و من شاهد بودم چه جانی را می گذاشتند خودشان را به شاه برسانند. حالا برایتان مثال بزنم سال 1947، سه سال قبل از تولد من، دویستمین سال دانشگاه پریستون امریکا، بزرگ ترین دانشگاه دنیا را جشن گرفتند. پنج هزار پروفسور از سراسر جهان دعوت شدند به یک هم چین جلسه ای. پنج استاد از بین پنج هزار نفر اجازه سخنرانی داشتند. یکی از این آقایان، آقای دکتر حسابی بود. روشن شد. حدودش این یک جزوه است. باید بدهم خدمتون ملاحظه کنید. می دانید موضوع سخنرانی آقای دکتر چی بوده است. نقش روحانیت در توسعه علمی ایران». ببینید آن روزگاری که همه خودشان را به شاه چسبانده بودند، پستی بگیرند مقامی بگیرند و به جایی برسند، آدم شاه را با خودش بد بکند. منتظرین این جا را بگذارد و راجع به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه