از چشمه تا دریا :مجموعه خاطرات درباره استاد شهید مرتضی مطهری صفحه 221

صفحه 221

ص:223

قدر اشتباه می کنند و می کنند و می کنند که بروند معلق بشوند. همین هم شد؛ یعنی آدم اجازه بدهد کسی که با آدم مخالف است، کسی که جور دیگری فکر می کند، حرفش را بزند. حرف که بیاید بیرون تو گوش می دهی می روی خودت را درست می کنی. من می خواهم بدانم چه طوری مرحوم مطهری یا مرحوم جعفری چهل سال روی این صندلی می نشستند و اجازه اظهار نظر می دادند. این ها کار آسانی نبوده. این ها ممکن است خیلی تفکرات دیگری داشتند، ولی اجازه می دادند بقیه صحبت کنند و جواب هایش را بشنوند.

مطهری و مسابقه قرآنی در منزل پرفسور

مطهری و مسابقه قرآنی در منزل پرفسور

من یک چیز قشنگی بگویم. معمولاً به عنوان مسابقه این را کسی شاید نداند. مرحوم مطهری یک چیزی از قرآن را مطرح می کردند. می تواند بگوید همین است که من می گویم یا می تواند مسابقه بگذارد یا چیز خنده دار درست بکند. چیز شادی آفرین درست بکند. که علاقه و مهر و عشق را به قرآن زیاد بکند ایشان هر جمعه یک سؤالی را مطرح می کردند از یک سوره از یک آیه. بحث در می گرفت. همه اظهار نظر می کردند. خوب در این مسابقه نوبت آقای دکتر هم می شد. هر وقت نوبت آقای دکتر می رسید، آقای دکتر می گفتند من اجازه دارم یک تقلبی بکنم. می گفتند چه طور؟ می گفتند من زیاد بلد نیستم. باید بروم پایین از خانمم بپرسم و یعنی چی؟ یعنی چون زن من دختر یک آیت الله است و به قرآن عشق می ورزد من در غیابش به این بهانه بزرگش می کنم. آقای دکتر قرآن را حفظ بودند. مادر من قرآن را حفظ نبودند. آقای باید می آمدند پایین. تق تق تق زود پیدا می کردند. می گفتند خوب حالا شما بگویید. این چی چیه؟ مادر من طول می کشید پیدا کنند، ولی در مقابل بقیه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه