از چشمه تا دریا :مجموعه خاطرات درباره استاد شهید مرتضی مطهری صفحه 30

صفحه 30

ص:32

ایشان انتخاب کرده بودند. گفتند آزادی است، ما که نمی خواهیم کسی را مجبور بکنیم که بیاید مسلمان بشود یا بیاید کافر بشود. آزادی است، افکارمان را و مسایل علمی و اسلامی را و آن هم مسایل مارکسیست و مادیگری را در اختیار بگذارد. هر دو هم ادله خودشان را بیان بکنند. خوب آن ها هم برای خودشان هر راهی را که خواستند انتخاب می کنند. و قائله به این صورت ختم می شود.

هشدار به حفاظت از موجودیت دانشکده الهیات

هشدار به حفاظت از موجودیت دانشکده الهیات

اتفاقا خدمتتان عرض شود، هم استاد شهید مطهری و هم استاد شهید مفتح، هر دو این فکر را به نحو خیلی عمیق و خیلی معتقدانه باور داشتند که این روش دانشگاه علم پرور نیست و عالمی با این روش نمی تواند در دانشگاه ظهور و بروزی پیدا بکند. حالا برای این که من از مرحله پرت نشوم باز به یک خاطره ای اشاره می کنم که این خاطره مربوط به همان آغاز پیروزی انقلاب در سال 1357، یعنی زمانی که هنوز هیچ کاری مشخص نشده بود. هیچ دانشگاهی رئیسش مشخص نبود. هیچ دانشکده ای افراد و رؤسا و معاونان و غیره، هیچ کدام مشخص نبود. ما از دانشکده الهیات یک قدری دغدغه و اضطراب در ذهنمان خطور کرد که مبادا این دانشکده الهیات در معرض خطر قرار بگیرد. عرض کردم تازه هم ما این جا منتقل شده بودیم. حالا شاید هفته اول بود، هفته سوم بود نمی دانم، ولی تازه بود. همان اولین سالی بود که ما اساتید را این جا جمع کردیم. بنده خودم یکی از فعالین در این زمینه بودم. گفتم که علت این اجتماع ما این است که برویم خدمت استاد مطهری به منزلشان زنگ می زنیم. شماره شان را داشتیم. گفتیم زنگ می زنیم اگر تشریف

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه