از چشمه تا دریا :مجموعه خاطرات درباره استاد شهید مرتضی مطهری صفحه 37

صفحه 37

ص:39

خلاصه آن چه را که باید بنویسیم نمی نویسیم. آن چه را که نباید بنویسیم به آن صورت می نویسیم که هیچ کس هم از آن ها اطلاع پیدا نمی کند جز...؛ یعنی یک خشک و تری را به هم بافتن و عرض شود که تحویل دیگران دادن هیچ مفید فایده دیگری نیست. این واقعا نکته عجیبی است که استاد تذکر دادند، ولی کو که کسی پیدا شود و به این تذکرات واقعا توجه پیدا کند و تحت تأثیر آن قرار بگیرد. ما هم چنان می بینیم که به همان صورت هاست که بوده، ولی همان طور که فرمودید این نهضت فارسی نویسی در زمان صفویه به نحو خوبی داشت پیشرفت می کرد، ولی به هر حال آخر سر، زیر و رویش را گرفتند و مجددا افتاد توی عرض شود این غشغرق مسایل آن چنانی.

نمره ای بالاتر از بیست

نمره ای بالاتر از بیست

عرض شود ما که آمدیم قم، گفتیم برویم این کلاس ها را ببینیم و مثلاً برویم لیسانسیه بشویم و بعد هم دکتر بشویم. خلاصه این زمانه این چیزها را می پسندد. ولو ما تو حوزه ما این درس ها را فول بودیم. به اصطلاح امروزی ها و اجتهاد از سه چهارتا از علمای بزرگ حوزه گرفته بودیم. دو سه سال هم نجف، ولی استاد که آمدند فقط توی یک امتحان شرکت کردند. یک امتحان؛ یعنی یک امتحانی گذاشته بودند. اسمش هم بود امتحان مدرسی. این یک امتحان بود. به اسمش خیلی کار نداریم. برای این بود که هرکس از حوزه علمیه این درس ها را خوانده باشد و دو نفر هم از علمای آن جا یا از فضلای قم یا قم نباشد یا فرض کنید اصفهان مشهد جاهای دیگر، گواهی بدهد که این آقا در حوزه مثلاً قم یا حوزه مشهد، این درس ها را خوانده که این بیاید و این امتحان مدرسی را بدهد. این را ضوابط کشور ما و وزارت آموزش و پرورش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه