از چشمه تا دریا :مجموعه خاطرات درباره استاد شهید مرتضی مطهری صفحه 39

صفحه 39

ص:41

گفت وگو با دکتر مهدی محقق

اشاره

گفت وگو با دکتر مهدی محقق

زیر فصل ها

صلوات بر پاکان

در کنار محقق خراسانی

خدمت انگیزه هجرت

استاد واقعی دانشگاه

آماده، شنیدن سخنان نو

پاسخگوی مشکلات فکری دانشجویان

علم دوستی که، دنیای جدید را درک کرده بود

استاد محوری در اندیشه استاد

مطهری و تجدید نظر در نظام علمی کشور

مطهری و رسالت عامه نسبت به نسل جوان

صلوات بر پاکان

صلوات بر پاکان

من در حدود سال های 1324 تا 1326 با مرحوم شهید مطهری آشنا شدم. به خاطرم هست آن زمانی که من در مشهد دروس حوزوی و طلبگی می خواندم، مرحوم مطهری سالی یکی دوبار به مشهد مشرف می شدند و اهل علم مشهد، مدرسان یا طلاب فاضل، هنگام غروب برای نماز و زیارت حضرت ثامن الحجج علیه السلام به مسجد گوهرشاد می آمدند. یادم هست که بعضی از آقایان در یکی از صُفه های مسجد گوهرشاد، به قول خودشان گعده می کردند. من نشست کوتاه نیم ساعت سه ربع داشتم تا وقت نماز فرا برسد. در آن جا خاطرم هست که مرحوم آشیخ کاظم دامغانی که از اساتید برجسته حوزه علمیه مشهد بودند و در مدرسه «دو در» تدریس می فرمودند، در یکی از صفه ها می نشستند تا موقع نماز فرا برسد. بعد دوستان، شاگردان و کسانی که از قبل ارادتی به ایشان داشتند، می آمدند و دورشان جمع می شدند. یادم هست مرحوم مطهری هم هر وقت مشهد بودند، در همان وقت آنجا حاضر می شدند. از افرادی که آن جا بودند، مرحوم محمدتقی شریعتی پدر مرحوم دکتر علی شریعتی بود که آن جا حاضر می شد. یادم هست مرحوم محمدتقی شریعتی چون ذوق ادبی و شعری هم داشتند، وقتی از در ورودی مسجد وارد شدند و به طرف این جلسه و آقایانی که نشسته بودند، آمدند، چشمشان به مرحوم مطهری که افتاد، این شعر را قرائت کردند: «مطهّرون نَقیّاتٌ جیوبهم تجری الصلواه علیهم اینما ذکروا.» اگر حافظه ام خطا نکرده باشد، از شعرهای معروف

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه