از چشمه تا دریا :مجموعه خاطرات درباره استاد شهید مرتضی مطهری صفحه 41

صفحه 41

ص:43

گوهرشاد دیده بودم. این بود تا زمانی که مرحوم مطهری از قم به تهران مهاجرت فرمودند و وارد دانشگاه شدند.

در کنار محقق خراسانی

در کنار محقق خراسانی

در آغاز که مرحوم مطهری به تهران آمدند، خیلی وضع معیشتی ایشان نامنظم بود. به علت این که حقوقی از جایی دریافت نمی کردند و بیش تر مشغول مطالعه، خواندن کتاب و نوشتن مقاله و کتاب بودند؛ یعنی در حقیقت، به قول معروف یک حرفه آخوندی نداشتند که مثلاً منبری بروند و این ها. باز هم آن چه ایشان را کمک کرد، همان علم و اطلاعات ایشان بود. یادم هست یکی از دوستان خود من در به در دنبال یک نفر می گشت که شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری را پیشش بخواند. من آن وقت متوجه شده بودم که مرحوم مطهری علاقه مند خواهد بود که درس بدهد. خوب هم فایده مادی برای ایشان دارد که تازه از قم آمده بودند و تشکیل زندگی داده بودند. یادم هست که دو بعدازظهر قرار گذاشته بودند در مسجد معیّر در خیابان سیدنصرالدین و آن دوست ما که من معرفی کرده بودم نزد مرحوم مطهری می رفت و شرح منظومه حکمت را می خواندند. باز از نظر مسکن دچار اشکال بودند که من این موضوع را با مرحوم پدرم حاج شیخ عباس علی محقق واعظ خراسانی در میان گذاشتم. یک خانه نیمه خرابی که ما داشتیم مرحوم پدرم زندگی می کرد. این ها دو اتاق آن بدون مصرف بود و وقتی که من به مرحوم پدرم گفتم، ایشان خیلی خوشحال شدند. گفت نه اگر ساختند آقای مطهری به همین دو تا اتاقی که کهنه و فرسوده است. بعد وقتی من به مرحوم مطهری گفتم، گفتند با کمال میل بودن؛ در جوار استاد خطابه و منبری مانند حاجی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه