میراث ادبی علمای شیعه: برگزیده متون نظم و نثر فارسی صفحه 100

    صفحه 100

    ص:103

    مرتبه عرفان

    مرتبه عرفان

    بنشینم اگر روزی با یار دلاویزم

    بر هر دو جهان دامن افشانم و برخیزم

    در عشق بسی فخرم از خواری و ننگ آرم

    بنهند اگر بر سر تاجِ شهِ پرویزم

    از عشق بگو واعظ نز عقل، نه من طفلم

    تا آن که توانی کرد مشغول به هر چیزم

    این عالم خاکی را بر باد دهم در هجر

    این گونه که من سیلاب از دیده فرو ریزم

    نه تاب و توانی تا آن که به برش گیرم

    نه صبر و شکیبایی تا آن که بپرهیزم

    زین رنج چو بگریزم، در رنج دگر افتم

    پس چاره که من از خود بی وسوسه بگریزم

    بینم که فزون از حد من باز ازو دورم

    هر چند فزون از حد با یار بیامیزم

    ای «جلوه» نشاید گفت بی نور خداوندی

    در مرتبه عرفان، شمس الحق تبریزم(1)

    میرزا ابو الحسن جلوه


    1- عالمانه ها و عاشقانه ها، صص 200 _ 151.
    کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
    نرم افزار موبایل کتابخانه

    دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

    دانلود نرم افزار کتابخانه