- دیباچه 1
- تعریف ادب 3
- اشاره 3
- پیش گفتار 3
- ادب در زبان فارسی و عربی 5
- اشاره 8
- انواع ادبی چیست؟ 8
- فصل اول: کلیّاتی از انواع ادبی 8
- اشاره 10
- انواع ادبی در ایران 10
- 1. انواع ادبی از نظر شکل و قالب 10
- 2. انواع ادبی از نظر محتوا و مضمون 11
- اشاره 14
- مقدمه 14
- فصل دوم: ادبیات غنایی 14
- تاریخچه 15
- اشاره 16
- 1. تحمیدیه و مناجات (Hymn) 16
- نیایش های مولا علی علیه السلام 19
- دعایِ حضرت مهدی «عج» 21
- زلالِ وصال 22
- دعای جوشن کبیر 24
- سر منزل مقصود 26
- فیض حضور 28
- مِهرِ عالم افروز 30
- پناهِ بی پناهان 32
- اشاره 33
- 2. مدیحه سرایی (Praise) 33
- در نعت حضرت رسول صلی الله علیه و آله 34
- در مدح مولا علی علیه السلام 36
- در مدح امام حسن مجتبی علیه السلام 37
- در نعت امام حسین علیه السلام 38
- در نعت امام سجاد علیه السلام 39
- در مدح امام باقر علیه السلام 40
- در مدح امام صادق علیه السلام 42
- در مدح امام کاظم علیه السلام 43
- در مدح امام رضا علیه السلام 45
- در مدح امام تقی علیه السلام 46
- در مدح امام هادی علیه السلام 47
- در مدح امام حسن عسکری علیه السلام 49
- در مدح امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف 50
- در کویِ دوست 51
- در مدح حضرت معصومه علیه السلام 52
- از نسل پیمبر صلی الله علیه و آله 54
- لافتی الاّ علی 54
- اشاره 56
- 3. مرثیه سرایی (Elegy) 56
- شهادت علی اکبر 57
- شهادت علی اصغر علیه السلام 60
- در سوگ حضرت زهرا علیهاالسلام 64
- مصایب شب عاشورا 66
- حوادث شب عاشورا 69
- اشاره 73
- 4. غزلیات و اشعار عاشقانه (lyricism) 73
- قابل لطف تو 74
- قبله گهِ جان ها 75
- شمع محفل 76
- خبر از جنّت 77
- اشک خونین 78
- آتش طور 79
- طعمِ گفت و گو 81
- بازار آفتاب 82
- گلزار زندگی 83
- هوای وصل 84
- آهِ سینه 85
- راه عشق 86
- سوز عشق 87
- جام وحدت 88
- اشکباران 89
- یاد دوست 90
- راز دل 91
- کعبه صدق 92
- سرّ عشق 93
- اصحاب طریقت 94
- چشم بیمار 95
- از داغِ غمت 96
- قبله حق 97
- راه وفا 98
- مژده رحمت 99
- مرتبه عرفان 100
- یاد یار 101
- راهِ احسان 102
- بازار وصال 103
- چشمه کوثر 104
- سوختن و ساختن 105
- کرشمه ساقی 106
- ساقیا بده جامی... 107
- تمنایِ وصال 108
- کعبه مقصود 111
- ناز و نیاز 112
- مطالعه نور 113
- فیض وصال 114
- آه نیمه شب 115
- هاتف غیب 116
- آسمانِ مهر 117
- شمع محفل اُنس 120
- خرمنِ حُسن 120
- مسند جامِ جام 122
- دعوت فردوس 123
- کفر و ایمان 124
- مهر و ماه 125
- تمنّایِ دوست 126
- گنج پنهان 127
- کیش خوبان 128
- کیش مهر 129
- اشاره 132
- 5. ساقی نامه (Drinkingsong) 132
- شست و شوی روح 133
- آب حیات 136
- اشاره 139
- 6. حبسیّه(Prison poem) 139
- دوایِ دردِ استبداد 140
- عروس وصل 141
- اشاره 142
- مقدمه 142
- اشاره 142
- فصل سوم: ادبیات تعلیمی 142
- در معالجت امراضِ نفس 144
- نردبانِ معرفت 146
- در آداب خواب رفتن و بیدار شدن 148
- شناختن نفس، شناختن خدا 150
- تأثیر شناختن نفس در تهذیب اخلاق 151
- مهرِ حیدر 152
- مژده ای صاحب نظران 155
- نماز، معراج مؤمن 157
- یاد آخرت 159
- کلماتِ قصار مولی علی علیه السلام 161
- اشاره 163
- کوچ گاه 163
- اشعار اخلاقی 163
- در مکتبِ دین 165
- در خزان 166
- هان ای دل 167
- حدیث در ادب فارسی 168
- اشاره 168
- آداب نماز شب 172
- فقه در ادب فارسی 174
- اشاره 174
- احکام نماز جماعت 177
- تفسیر قرآن در ادب فارسی 180
- تفسیر بسم اللّه الرحمن الرحیم 183
- تفسیر سوره حمد 183
- اشاره 183
- الرحمن الرحیم 184
- مالک یوم الدین 184
- اهدنا الصراط المستقیم 185
- ایاک نعبد و ایاک نستعین 185
- صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم و لاالضّالّین 186
- عرفان در ادب فارسی 186
- اشاره 186
- در محبّت 189
- سفر معنوی 191
- آداب مراقبه 194
- نامه ای عرفانی 197
- آداب نماز 198
- عارف کیست؟ 200
- می خواهم دل باشم 202
- بشنو از نی 204
- لذتِ شهود و معرفت اللّه 207
- مقدمه 209
- فصل چهارم: ادبیات داستانی 209
- اشاره 209
- حکایات و لطایف 210
- بهلول عاقل 213
- مُحبانِ خاص 213
- اشاره 213
- کمیل بن زیاد نخعی 213
- لطایف معنوی 216
- فرود آمدن حضرت آدم و حوا به زمین 218
- در بیانِ قصه حضرت سلیمان 220
- خاطراتِ نجف 222
- حکایت از نماز 225
- فضایل امام رضا علیه السلام 228
- داستانِ راستان 230
- دقیقه های شیرین 232
- فرهنگ واژگان 236
- کتاب نامه 240
ص:117
علامه ملامحمد محسن فیض کاشانی (1007 _ 1091) از نوابغ علم و ادب این سرزمین است که در رشته های گوناگون علوم شرعی نوشته هایی ارزشمندی دارد، مانند تفسیر الصافی، الوافی و المحجه البیضاء.
دیوان اشعار او به ویژه غزل های عرفانی و شور انگیزش، از دیر باز تاکنون در محافل و مجالس اهالی کوی معرفت مورد توجه و استقبال بوده است. این غزل ها به سبب معنی در اوج و از لحاظ لفظ در کمال شیوایی و فصاحت و سادگی اند.
فیض وصال
فیض وصال
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است؟
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
گفتم که از که پرسم، جانا نشانِ کویت؟
گفتا نشان چه پرسی آن کوی بی نشان است
گفتم مرا غم تو خوش تر ز شادمانی
گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است
گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم
گفت آن که سوخت او را کی ناله یا فغان است
گفتم فراق تا کی؟ گفتا تا تو هستی
گفتم نفس همین است، گفتا سخن همان است
گفتم که حاجتی هست، گفتا بخواه از ما
گفتم غمم بیفزا، گفتا که رایگان است
گفتم ز «فیض» بپذیر، این نیم جان که دارد
گفتا نگاه دارش غم خانه تو جان است(1)
1- دیوان فیض، ج 2، ص 291.