میراث ادبی علمای شیعه: برگزیده متون نظم و نثر فارسی صفحه 114

صفحه 114

ص:117

علامه ملامحمد محسن فیض کاشانی (1007 _ 1091) از نوابغ علم و ادب این سرزمین است که در رشته های گوناگون علوم شرعی نوشته هایی ارزشمندی دارد، مانند تفسیر الصافی، الوافی و المحجه البیضاء.

دیوان اشعار او به ویژه غزل های عرفانی و شور انگیزش، از دیر باز تاکنون در محافل و مجالس اهالی کوی معرفت مورد توجه و استقبال بوده است. این غزل ها به سبب معنی در اوج و از لحاظ لفظ در کمال شیوایی و فصاحت و سادگی اند.

فیض وصال

فیض وصال

گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است؟

گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

گفتم که از که پرسم، جانا نشانِ کویت؟

گفتا نشان چه پرسی آن کوی بی نشان است

گفتم مرا غم تو خوش تر ز شادمانی

گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم

گفت آن که سوخت او را کی ناله یا فغان است

گفتم فراق تا کی؟ گفتا تا تو هستی

گفتم نفس همین است، گفتا سخن همان است

گفتم که حاجتی هست، گفتا بخواه از ما

گفتم غمم بیفزا، گفتا که رایگان است

گفتم ز «فیض» بپذیر، این نیم جان که دارد

گفتا نگاه دارش غم خانه تو جان است(1)


1- دیوان فیض، ج 2، ص 291.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه