میراث ادبی علمای شیعه: برگزیده متون نظم و نثر فارسی صفحه 116

صفحه 116

ص:119

هاتف غیب

هاتف غیب

مژده ای از هاتف غیبم رسید

قفل جهان را غم ما شد کلید

گوی ز میدانِ سعادت ربود

هر که غم ما به دل و جان خرید

صاف میِ عشق ننوشد مگر

آن که ز هستیش تواند برید

آن که از این باده بنوشد، زَنَد

تا به ابد نعره «هل من مزید»

سیر نگردد به سبو یا به خم

کار وی از جام به دریا کشید

تا چه کند در دل و در جان مرد

نشئه این باده چو در سر دوید

ساقی از آن نشئه تجلی کند

عاشق بیچاره شود ناپدید

حد و نهایت نبود عشق را

کی برسد وصفِ شه بی پدید؟

کوش که تا صاحب معنی شوی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه