سیره اخلاقی علما صفحه 106

صفحه 106

ص:114

به مکتب می آوردند و همه با هم، همراه با آموزگار غذا می خوردند. روزی به مادرم گفتم: بچه های دیگر غذا های گوناگون و چند نوع خوراک می آورند، ولی شما برای من نان و تره می فرستید و این موجب شرمندگی من می شود. پدرم صحبت مرا شنید و با ناراحتی گفت: «از این پس، تنها نان برای او بفرستید تا نان و تره به دهانش خوش آید».(1)

٭ ٭ ٭

آقا یحیی مرندی، پسر بزرگوار آیت الله میرزا علی اکبر مرندی می گوید: « آقا، روش تربیتی خاصی داشتند و ما در طول عمرمان یک بار هم ندیدیم امر و نهی کنند. اگر خلافی از ما می دیدند، صبر می کردند تا در فرصت مناسب، آن را غیرمستقیم گوشزد نمایند. مثلاً می فرمودند: «فلان جلد تفسیر نمونه را بیاور و فلان صفحه را برایم بخوان!» من هم می خواندم و بعداً متوجه می شدم چند روز پیش، فلان کار از من سر زده بود و این آیه و تفسیر در آن رابطه است. آن گاه متنبه می شدم. ما روش ایشان را فهمیده بودیم و هنگام خواندن تفسیر نمونه یا کتابی دیگر، سعی می کردیم به اشکالات خود پی ببریم و آنها را اصلاح نماییم».(2)

فرزند آیت الله سید عبدالحسین دستغیب، می گوید: « ایشان هیچ گاه برای بیدار کردن بچه ها برای نماز صبح یا کار دیگر، سرزده به اتاق آنها وارد نمی شد، بلکه در می زد و آنها را صدا می کرد».

مائده دستغیب، یکی از دختران ایشان نیز می گوید: « برای بیدار کردن من، مرا با این عنوان زیبا صدا می زد: « خانم بهشتی، خانم بهشتی، وقت نماز است، پاشو!».(3)


1- سیمای فرزانگان، صص457 و 458.
2- گلشن ابرار، ج3، ص425.
3- گلشن ابرار، ج2، ص878.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه