سیره اخلاقی علما صفحه 99

صفحه 99

ص:107

یادم هست یک بار برای دیدن دخترم به اصفهان رفته بودم و بعد از چند روز، با یکی از دوستانم به تهران برگشتم. نزدیکی های سحر بود که به خانه رسیدم. وقتی وارد خانه شدم، دیدم همه بچه ها خواب هستند، ولی آقا بیدار است. چای حاضر کرده بودند، میوه و شیرینی چیده و منتظر من بودند.

یک وقت هم، من و ایشان به سفر کربلا رفته بودیم. وقتی به خانه برگشتیم دو سه تا از بچه ها خواب بودند. ایشان ناراحت شدند و با بچه ها دعوا کردند که چرا وقتی مادرتان از سفر کربلا برگشته، همه شما به استقبال نیامدید؟!(1)

٭ ٭ ٭

خانم طباطبایی، دختر علامه طباطبایی درباره چگونگی رفتار ایشان با همسر خود می گوید: « پدرم همیشه از مادرم به نیکی یاد می کردند و می گفتند: « این زن بود که مرا به اینجا رسانید. او شریک من بود و هر چه کتاب نوشته ام، نصفش مال این خانم است. رفتار پدرم با مادرم بسیار احترام آمیز و دوستانه بود. همیشه طوری رفتار می کردند که گویی مشتاق دیدار مادرم هستند. ما هرگز بگو مگو و اختلافی بین آن دو ندیدیم. به قدری نسبت به هم مهربان و فداکار و باگذشت بودند که ما گمان می کردیم اینها هرگز با هم اختلاف نظر ندارند؛ در صورتی که زندگی مشترک به هر حال، بدون اختلاف نظر نیست. آنها واقعاً با هم مانند دو دوست بودند».(2)


1- سرگذشت های ویژه از زندگی استاد شهید مطهری، ج2، صص 108و 109.
2- مجله زن روز، ش 892، 29/8/1361، ص7؛ دیدار با ابرار (علامه طباطبایی، میزان معرفت)، ص69.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه