عالی همتان: کار و همت در سخن و سیره اندیشمندان و عارفان مسلمان صفحه 47

صفحه 47

1112 ه_ . ق)را می آوریم که به قلم خودش نگاشته و با موضوع این نوشتار، مرتبط است. از طرفی، مطالعه آن سبب آگاهی، و حجت است و ره گشا:

ما در روشنایی ماه، کتاب می خواندیم و من متونی مثل کافیه و شافیه والفیه ابن مالک را از بر می کردم؛ و شب هایی که ماه نبود، متونی را که از بر کرده بودم، از حفظ تکرار می کردم تا یادم نرود. اهل خانه یک جا کنار هم می نشستند و من هم ناچار کنارشان می نشستم، ولی سردرد را بهانه می کردم، سرم را میان دو زانویم قرار می دادم وآن متون را از حفظ برای خود می خواندم.

در گرمای تابستان، طلاب، شب ها به بام مدرسه می رفتند، ولی من در حجره ام ]را[ می بستم و شروع به مطالعه و تحشیه و تصحیح می نمودم تا مؤذن نزدیک صبح مناجات می کرد و من صورتم را بر روی کتاب می گذاشتم و لحظه ای می خوابیدم، تا آفتاب طلوع می کرد. آن گاه تا ظهر به تدریس می پرداختم و چون مؤذن اذان ظهر می گفت، بلند می شدم و به درس می رفتم و درس می خواندم. بسا که سرِ راه، نانی از دکان نانوایی می گرفتم و در راه می خوردم و اغلب اوقات، نان هم نمی یافتم تا شب می شد. بارها می شد که نمی دانستم چیزی خورده ام یا نه و چون خوب فکر می کردم، درمی یافتم که چیزی نخورده ام.

چون اغلب برای مطالعه، روغن چراغ نداشتم، غرفه ای بلند گرفته بودم که درهای متعدد داشت، در آن می نشستم و زیر نور ماه کتابم را می گشودم ]و[ می خواندم؛ چون ماه دور می زد، دری دیگر را که رو به ماه داشت، می گشودم و کتاب می خواندم. دو سال همین کار را می کردم تا چشمانم ضعیف شد وتاکنون هم ضعف چشمانم باقی است. درسی داشتم که حواشی آن را در زمستان، بعد از نماز صبح می نوشتم و از شدت سرما از انگشتانم خون جاری می شد و من ملتفت نمی شدم.(1)


1- انوارنعمانیه، ج4، صص306و307.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه