رهیافت 1 (پاسخ های شهید مطهری به پرسش های روز) صفحه 101

صفحه 101

همین داستان خوارج است. علی علیه السلام خود به اهمّیت و فوق العادگی کار خود از این جهت واقف است و آن را بازگو می کند، می گوید:

«فَاَنَا فَقَأْتُ عَیْنَ الْفِتْنَهِ وَ لَمْ یَکُن لِیَجْتَرِئَ عَلَیْها اَحَدٌ غَیْری بَعْدَ اَنْ ماجَ غَیْهَبُها وَ اشْتَدَّ کَلَبُها»(1).

امیرالمؤمنین علیه السلام دو تعبیر جالب دارد در اینجا:

یکی شبهه ناکی و تردیدآوری این جریان. وضع قدس و تقوای ظاهری خوارج طوری بود که هر مؤمن نافذالایمانی را به تردید وا می داشت. از این جهت، یک جوّ تاریک و مبهم و یک فضای پر از شکّ و دودلی به وجود آمده بود.

تعبیر دیگر این است که حالت این خشکه مقدّسان را به «کَلَب» (به فتح کاف و لام) تشبیه می کند. کَلَب یعنی هاری. هاری همان دیوانگی است که در سگ پیدا می شود. به هر کس می رسد گاز می گیرد و اتّفاقا حامل یک بیماری (میکروب) مسری است. نیش سگ به بدن هر انسان یا حیوانی فرو رود و از لعاب دهان آن چیزی وارد خون انسان یا حیوان بشود، آن انسان یا حیوان هم پس از چندی به همان بیماری مبتلا می گردد. او هم هار می شود و گاز می گیرد و دیگران را هار می کند. اگر این وضع ادامه پیدا کند، فوق العاده خطرناک می گردد. این است که خردمندان بلافاصله سگ هار را اعدام می کنند که لااقلّ دیگران از خطر هاری نجات یابند.

علی علیه السلام می فرماید این ها حکم سگ هار را پیدا کرده بودند، چاره پذیر نبودند، می گزیدند و مبتلا می کردند و مرتّب بر عدد هارها می افزودند.


1- 1 - نهج البلاغه، خطبه 92.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه