رهیافت 1 (پاسخ های شهید مطهری به پرسش های روز) صفحه 239

صفحه 239

مثالیگری اروپا، یعنی ایده آلیسم اروپا، کمال مطلوبهایی که فرهنگ اروپایی به بشر می دهد، مسلک هایی که به وجود می آورد، ایسمهایی که به وجود می آورد و خیال می کند ملحق شدن به این ایسمها بشر را می تواند نجات بدهد... می گوید: این ایسمها واقعا نتوانسته است ماهیّت اروپایی را عوض کند، انسانیش کند و از مرحله لفظ و زبان جلو نیامده است.

به عبارت ساده تر، اروپایی و اروپا زیاد از احسان و انساندوستی در کلام خودش، در نوشته خودش، در اعلامیه های خودش دم می زند، ولی چون این ها فقط از فکر و عقلش سرچشمه می گیرد و نه از روحش، لذا در وجدان خودش اثر نگذاشته است. اروپایی می گوید انساندوستی، ولی عملاً انسان دوست نیست. اروپایی می گوید حقوق بشر، ولی عملاً و واقعا احترامی برای بشر و حقوق بشر قائل نیست، اروپایی روی فرهنگهای ایسمهای خودش می گوید آزادی، ولی واقعا در عمق روح خودش به آزادی ایمان ندارد، می گوید مساوات و عدالت، ولی در عمق وجدان خودش به عدالت و مساوات پایبند نیست. اقبال می گوید:

نتیجه آن، «من» سرگردانی است. (یعنی روح سرگردانی است) که در میان دمکراسی های ناسازگار با یکدیگر به جستجوی خود می پردازد. «من» سرگردانی است که کار آن ها منحصرا بهره کشی از درویشان به سود توانگران است.

این همه که دم از عدالت زده است، تمام ایسمهای ضدّ و نقیض که در اروپا پیدا شده، نتیجه نهایی آن ها چیست؟ بهره کشی از درویشان به سود توانگران، چه می خواهد آن «ایسمش» باشد، چه می خواهد این «ایسم»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه