بنده ی پاک خدا و، نور چشم مصطفی ***عزّ مولا، فخر زهرا، یار ثارالله است این...
مادرش زهرا شهید راه قرآن گشت و دین*** خود سفیر خوش صفیر شاه عاشوراست این
خطبه ی سوزان او را هرکه در کوفه شنید ***گفت بی شک نغمه ای از حنجر مولاست این
سم به کام مجتبی و نیزه در کام حسین ***خود گرفتار دوصد موج غم و بلواست این...
علم و حلم و صبر وی نازم! که با این حال گفت: ***«آنچه دیدم از بلایا، جملگی زیباست» این!