ریاض العلماء و حیاض الفضلاء صفحه 30

صفحه 30

سیوطی در طبقات النجاه نوشته است صغدی گوید: آن گاه که حاجب ابو اسحاق، مورد بی مهری صاحب بن عبّاد قرار گرفت، استاد خوارزمی نامه ای به حاجب نوشت و در ضمن اندرزی که به وی داد، وی را از کفران نعمتی که نسبت به صاحب بن عبّاد کرده است سرزنش نمود. صفدی گفته است: خدا خوارزمی را بیامرزد و هرگاه در سرزنشی که نسبت به حاجب و ابو طیب نموده که چرا نعمت صاحب را کفران کرده اند راست گفته پس چرا خود، نعمت صاحب را کفران نموده؟ و حال آن که در یکی از روزها به دل و زبان از صاحب نکوهش نمود و از این رفتار خویش نسبت به صاحب، خودداری نکرد تا آن جا که گفت:

لا تحمدن، ابن عبّاد و ان هطلت

کفّاه بالجود حتّی اخجل الدیما

فانها خطرات من و ساوسه

یعطی و یمنع لانجلا و لاکرما

جود و بخشش ابن عبّاد تا آن جاست که مانند باران می ریزد و آن را شرمنده می دارد. در عین حال، قابل ستایش نمی باشد، زیرا این گونه بذل و بخشش او از وسوسه های نفسانی اوست که می بخشد و از بخشش خودداری می کند و بالاخره نه بخیل است و نه کریم.

خوارزمی، این دو بیت را نوشت و در قرارگاه صاحب گذارد و بلافاصله بیرون رفت. هنگامی که صاحب وارد شد و آن دو بیت را دید بسیار ناراحت شد و علت ناراحتی اش آن بود که احسان زیادی نسبت به او انجام داده بود. هنگامی که خبر مرگ خوارزمی به صاحب رسید گفت:

اقول لرکب من خراسان أقبلوا

امات خوارزمیّکم قیل لی نعم

فقلت اکتبوا بالجصّ من فوق قبره

ألا لعن الرحمن من یکفر النعم

آن گاه که مسافرانی از خراسان آمدند از آنها پرسیدم آیا خوارزمی شما در گذشت؟ گفتند: آری، به ایشان گفتم اینک با گچ بر فراز قبر او بنویسید: خدای بخشنده لعنت کند

کسی را که نمک نشناس باشد.

مؤلف گوید: ابن شهرآشوب در معالم العلماء در ضمن طبقات شعرایی که آشکارا به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه