نسبت به کفر می کند خصم خاکسار
حاشا چه کفر؟ کفر کدام و کدام دین
آری حسود، طعنه اگر می زند چه سود
بی نشتر مگس نَبُوَد نوش انگبین(1)
و اهلی شیرازی را در همین باب سخنی نغز است:
دشمن آل مرتضی پرده خویش می درد
پنجه شیر حق کجا، روبه حیله گر کجا
نیش زنند دشمنان، تیغ بر آر یا علی
تا همه را فرو برد تیغ تو همچو اژدها(2)
3 - مهدویّت
مهدویّت، فصلی دیگر است که آن هم پر کاربرد و سراسر ستایش مهدی موعود و امیدواری به نجات و رستگاری است و از قدیم تر زمان، انگیزه بخش مسلمانان در کمال جویی و اخلاق بوده است. قوامی رازی اشاره دارد:
چون آید آن امام که امروز غایب است
بنمایدت که قبله به عکس کلیسیاست
چون کوس دولتش بنوازند بر فلک
بیرون جهد دلی که در اشکنجه ... عناست
او زان نمی رسد که جهان بس مشوّش است
گل زان نمی دمد که چمن سخت بی نواست(3)
و ابن حسام:
عالم از ظلمت، سواد شب گرفت
آخر ای خورشید تابان تا به کی؟
مرحبا ای مهدی آخر زمان
آشکارا باش پنهان تا به کی؟
ظلم و جور و بغض و کین بسیار شد
فسق و کبر و کفر و طغیان تا به کی؟
1- ابن حسام خوسفی، محمد، دیوان، به تصحیح احمدی بیرجندی و محمد تقی سالک، انتشارات اداره کل حج و اوقاف مشهد، 1366، ص 56.
2- اهلی شیرازی، کلیات اشعار، به تصحیح حامد ربانی، انتشارات کتابخانه سنایی، تهران، 1344، ص 422.
3- دیوان قوامی رازی، ص 112.