راه حق حق است و باطل باطل است
کفر و ایمان هر دو یکسان تا به کی؟(1)
و اهلی شیرازی که تباه کاری را گسترده و ظلمت را فراگیر می بیند، تفألی به ظهور مهدی آخر زمان دارد که:
مژده باد ای اهل دین کاینک ظهور مهدی است
ظلمت عالم ز حد شد وقت نور مهدی است
در چنین دوری که عالم سر به سر ظلمت گرفت
آن که آتش در زند تیغ غیور مهدی است
داد مظلومان ز جور ظالمان گر شه نداد
ماجرای ما و ایشان در ظهور مهدی است(2)
و فضایل اجتماعی این نخبگان حق، و این برگزیدگان خدا بسیار است و همین حق طلبی و خداجویی است که مبنای شهادت مظلومانه همه معصومان بوده است. نمونه را یک شاهد از قدیم ترین شاعران یاد می کنیم و صدها نمونه دیگر را در دیوانها و دفترهای شعر می یابیم.
ای به کرسی بر، نشسته آیت الکرسی به دست
نیش زنبوران نگه کن پیش خان انگبین
گر به تخت و گاه و کرسی غرّه خواهی گشت خیز
سجده کن کرسی گران را در نگارستان چین
سیصد و هفتاد سال از وقت پیغمبر گذشت
سیر شد منبر ز نام و خوی تگسین و تگین
منبری کالوده گشت از پای مروان و یزید
حقّ صادق کی شناسد و آن زین العابدین
مرتضی و آل او با تو چه کردند از جفا
ما چه خلعت یافتیم از معتصم یا مستعین؟
1- دیوان ابن حسام خوسفی، ص 124.
2- کلیات اهلی شیرازی، ص 523، نیز طالب آملی، کلیات اشعار، به تصحیح طاهری شهاب، انتشارات