کانهمه مقتول و مسموم اند و مجروح از جهان
وین همه میمون و منصورند امیرالفاسقین
ای کسایی هیچ مندیش از نواصب و ز عدو
تا چنین گویی مناقب دل چرا داری حزین؟(1)
به راستی که منقبت اهل بیت علیهم السلام دریا است و آنچه گفته اند و بگویند نَمی از این دریا و قطره ای از این اقیانوس بیش نیست و هیچ زبان را توان آن نبوده و نخواهد بود که توصیف این همه احساس و عاطفه را بازگوید. تبرّک را به ذکر چند نمونه از یادکردهای توصیفی شاعران بسنده می کنیم:
خاقانی در مقام ستایش دو تن از فقها چنین استشهاد می کند:
دو علیّ عصمت و دو جعفر جاه
این یکی صادق آن دگر طیّار(2)
و در مقام ذکر گرفتاریها و مظلومیّتهای خویش، سیدالشّهدا علیه السلام را گواه می گیرد:
من حسین وقت و نااهلان یزید و شمر تن
روزگارم جمله عاشورا و شروان کربلا(3)
و در ستایش حضرتش چنین می سراید:
ز صد هزار خلف یک خلف بود چو حسین
که نفسِ احمد، بُختیِّ رام او زیبد(4)
و بابافغانی، چهارده معصوم علیهم السلام را معیار سخنوری و حجت گستری می شمارد:
ای کرده در مقابل هفتاد فرقه بحث
تا چند بر زبانت لم و لانسلّم است
قانون شرع چارده معصوم گیر و خیز
کاین منطقت ز فکر پراکنده عاصم است(5)
در پایان از خداوند یکتا می خواهم که همه ما را توفیق بندگی حق و خدمت به خلق عطا فرماید و به کمال اخلاقی رهنمون گردد.
محمّدرضا راشد محصل
1- کسایی مروزی صص 95 - 96.
2- خاقانی شروانی، بدیل بن علی، دیوان، به کوشش دکتر ضیاءالدین سجّادی، چاپ زوار، ص 202.
3- خاقانی شروانی، بدیل بن علی، دیوان، به کوشش دکتر ضیاءالدین سجّادی، چاپ زوار، ص 2.
4- خاقانی شروانی، بدیل بن علی، دیوان، به کوشش دکتر ضیاءالدین سجّادی، چاپ زوار، ص 854.
5- دیوان بابافغانی، ص 20.