غزلی در رثای علی اکبر علیه السلام - یغمای جندقی
اشاره
(ت: 1196 و : 1276 ه .ق)
سرو و مه اگر نیست رخ و قامت اکبر
از بهر چه آمد سر بی تن ، تن بی سر
خورشید توان خواندن و گردونش اگر بود
گردون به زمین خفته و خورشید به خون در
بالاش توان گفت صنوبر به مثَل راست
گر خنجر و شمشیر بود بار صنوبر
آن پیکر والای تو بر خاک، نَه حاشاک
با فرش زمین عرش برین است برابر
نسبت به فغان و تن صد پاره او داشت
از لجّه خون رُستی اگر شعله آذر
جز شخص تو در تیغ و سنان خود نشنیدم
بازی همه تن بال و همایی همه جان پر
جز آن تن و زخم نی و تیغ و شِل و پیکان
خورشید که دیده است سراپا همه اختر