در مدح و مصیبت حضرت علی اکبر علیه السلام - طائی شمیرانی
(و: 1298 ه .ش)
این صدف تنها نمی باشد که دُر پرور شده است
هر سخن سنجیده شد ، ارزنده چون گوهر شده است
بکر معنی را به آسانی نشاید یافتن
خورد خون انگور تا در خمّ می احمر شده است
بس که پیچیده است دود دل درین کاخ بلند
سقف این خرگاه محتاج شکاف و در شده است
سفله پروردن همین امروز کار دهر نیست
روزگار از ابتدای کار ، دون پرور شده است
سوی پیری اَلرّحیل مرگ را دارد خفی
هر کسی این پنبه را در گوش دارد کر شده است
جامه ابریشم و اطلس ندارد افتخار
کاین قماش اغلب جُل هر اسب و هر استر شده است
هر سری را عقل و دانش زینت و زیور بود
هست به از آن سری کآن صاحب افسر شده است
اختلاف اهل دانش ، اختلال عالم است
چون فساد خون زوال کشور پیکر شده است