گر اثر مانَد به جا از عمر کوته باک نیست
جاودان از دولت آیینه اسکندر شده است
بس که سنگ کینه بر نخل تعیّن می رسد
هر درختی شد پشیمان زان که بار آور شده است
چاره هر دولت ظالم نباشد جز قیام
چون به رگ خون گشت فاسد تشنه نشتر شده است
خود نمایان غافلند از انتهای کار خود
چون مگس ران عاقبت طاووس را شهپر شده است
دامن مادر، دبستان نخست آدمی است
هر کسی هر چیز شد در دامن مادر شده است
اهل دنیا را نشاید منع کرد از عشق زر
زشت را آرایش صورت همان زیور شده است
هر ستم کردار را پا پیچ می گردد ستم
سیل را بس خاک از ویرانگری بر سر شده است
دوستان را ما و من از یکدگر دارد جدا
گه غبار اندکی دیوار صد منظر شده است
گشت مشمول عنایات رسول و آل او
هر که «طائی» وار مدّاح علی اکبر شده است
آن امیر شیر گیر دین که در تمجید او
طبع در تجدید و فتح مطلع دیگر شده است
هر کسی مشتاق بر دیدار پیغمبر شده است
شادکام از دیدن روی علی اکبر شده است
آن علیّ اکبری کز روی و خوی و حُسن خلق
پای تا سر بر رسول هاشمی مظهر شده است