هم خدا فرموده در فصل الخطابآل ابراهیم آتَیْنا الکتاب
گفت راوی : چون به میدان شد روانشه نگاهی کرد سوی آن جوان
پس بدین آیت، لب اطهر گشودباد بر آن لب زیزدان صد درود
نونهال گلشن خیر سلیلاز سلاله مرتضی اوّل قتیل
الغرض گشتند چون یاران شهیدآمد اکبر نزد سلطان وحید
عارضش رخشنده همچون قرص ماههاله بر گِردش زگیسوی سیاه
قامتش بالاتر از سرو سهی داده از روز قیامت آگهی
زلف مشکین را فکنده بر ، به دوشوزجهانی از نگاهی برده هوش
یوسفی در نزد یعقوبی ستادبا عذوبت(1) ، پس لب شیرین گشاد
گفت ، دیگر دل مرا آمد به تنگاز جهان و رخصتم ده بهر جنگ
شه نگاهی کرد و آهی برکشیدوان جوان را همچو جان در بر کشید
اشک سلطان بر محاسن شد روانکرد گریان سر به سوی آسمان
کای خداوند این پسر جان من استزین جهان او رَوْح و ریحان(2) من است
مرجوانی را بدین فرّ وشکوهمی فرستم سوی رزمِ این گروه
جمع کردی ، ای خدا! در این پسر خَلق و خُلق و منطق خیرالبشر
ما چو مشتاق لقایش می شدیمبود ما را این جوان نعم الندیم(3)
حالیا باید دل از وی بر کنم کو رود همچون روانی از تنم
ای خدا! زین قوم فرمان ناپذیررحمت باران خود را بازگیر
1- عَذوبت : شیرینی ، گوارایی.
2- رَوْح و ریحان : آسایش، فرحت و تازگی و خنکی نسیم و بوی خوش و باد خوش. ریحان : کشت و سبزه و شاه اسپرغم که آن را نازبو گویند. رَوْح و رَیْحان : از اصطلاحات قرآنی است که در آیه 89 سوره واقعه آمده است: «فَرَوْحٌ ورَیْحانٌ وَجَنَّه نَعیم» : در آسایش و از نعمتهای بهشت متنعّم است.
3- نِعْمَ النَّدیم : بهترین ندیم و هم صحبت.