ام المومنین حضرت خدیجه سلام الله علیها صفحه 97

صفحه 97

افراد قریش رسید که موریانه صحیفه را خورده است. گروهی از قریشیان که در رأس آنان «زهیر بن ابی امیه» بود با گروهی از برادرانش برای برداشتن این محاصره اقتصادی از هاشمیان متحد شد. پس بلند شد و خطاب به آنان گفت: ای اهل مکه! ما طعام می خوریم، لباس می پوشیم و بنی هاشم هلاک شدند و کسی با آنان معامله نمی کند. به خدا نمی نشینم تا این پیمان قطعی ظالم را پاره کنم.

ابوجهل آن را به زور رد کرد و گفت: والله آن پاره نمی شود.

گروهی برخاستند و زهیر را تأیید کردند و گفتار ابوجهل را رد کردند و با او به مخالفت برخاستند. ابوجهل سست شد و گفت: این امری است که قبلاً طرح ریزی شده است.

مخالفین پیروز شدند و ابوجهل نتوانست کاری بکند و هاشمیان را از شعب آزاد کردند و ابوطالب برای مخالفین اشعار زیبنده ای سرود و از آنان تشکر کرد:

جَزَی اللهُ رَهْطا بالحَجونِ تَبایَعُوا

عَلی مَلَأٍ یَهدِی لِحَزمٍ وَ یُرْشِدُ

قُعودا لَدی خَطْم الحَجون کَأَنَّهُمْ

مَقاوِلهٌ بَلْ هُم أَعَزُّ وَ أَمْجَدُ

أَعانَ عَلَیها کُلُّ صَقْرٍ کَأَنَّهُ

إِذا ما مَشی فی رَفْرَفِ الدِّرْعِ أَحْرَدُ

جَرِیٌّ عَلی جُلّی الْخُطوبِ کَأَنَّهُ

شِهابٌ بِکَفَّیْ قابسٍ یَتَوَقَّدُ

مِنَ الأَکْرَمینَ مِنْ لُؤیِّ بنِ غالِبٍ

إِذا سِیمَ خَسْفا وَجْهُهُ یَتَرَبَّدُ

طَویلُ النَّجادِ خارجٌ نِصفُ ساقِهِ

عَلی وَجْهِهِ یُسْقَی الْغَمامُ وَ یُسْعَدُ

عَظیمُ الرَّمادِ سَیِّدٌ وَ ابْنُ سَیِّدٍ

یَحُضُّ عَلی مَقْرَی الضُّیوفِ وَ یَحْشِدُ

خداوند به گروهی که در حجون در بین مردم بیعت کردند که به احتیاط

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه