بوستان فضیلت صفحه 217

صفحه 217

تهیدستان می نمود.(1) بسیار دیده شده بود که آن مرد الهی و آن درویش واقعی چه بخشندگی ها داشت حتی وقتی تصادف کرد و به بیمارستان انتقال یافت آنجا با

صدای لرزان گقت: آن مرد که با ماشین به من زده آزادش کنید برود.2(2)

استجابت دعا

زندگی بسیار ساده اش نمونه ای از بی توجّهی او به دنیا بود. در طول عمر خود از هیچکس جز خدا نترسید، از این رو بر فراز منبر در شلوغ ترین جلسات روضه به شخص شاه می تاخت و با کلمات طنز آمیز به طاغوت و دربار شاه و اطرافیانش حمله می کرد.

در مشکلات و گرفتاریها، مردم نذر می کردند برای آقا و حاجتشان روا می شد و به هر کجا می رفت و هر جا می رسید مردم به آقا پیشکش و هدیه می دادند چون اعتقاد داشتند قدم آقا بابرکت است.(3)

در منزل خود با کمال سادگی زندگی می کرد، در منزلش چند میش و بز و مادیون و پرنده داشت که از آنها مراقبت می کرد.

از آنجا که اهل ادّعا نبود مردم به وی اعتقاد داشتند که به تبرک جستن به ایشان خیلی از مشکلات شان حل می شود و هر کس گرفتاری و پریشانی داشت خدمت آقا می آمد و ایشان دعا می کرد و حاجت روا بر می گشت.

عبادت و بندگی

هر اصفهانی داستانی، حکایتی و خاطره ای از او در سینه دارد، که حاکی از


1- همان: مقدمه اول، ص 4.
2- همان: مقدمه اول، ص 8.
3- مصاحبه با سیّد مرتضی سیادت موسوی، در تاریخ 84/3/7.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه