بوستان فضیلت صفحه 221

صفحه 221

حال خارج شدن از مجلس بود، صمصام به مجرد استقرار روی منبر قبل از هر کلامی با صدای بلند گفت: حلال زاده ها بمانند، حرامزاده ها بروند! مرحوم بهبهانی به همان نقطه ای که رسیده بود نشست و بالطبع بقیه نیز! (1)این شیوهی او برای در دست گرفتن منبر بود. این حرفها با آن لحن و سبک خاص و شیرینی که صمصام داشت موجب خنده فراوان مردم می شد. او دارای آهنگ و لحنی خاص بود که معمولا با تکیه به صوت حرف می زد. و خیلی شیرین و زیبا و ادیبانه صحبت می نمود در حالی که سبیلهایش را به طرز خاصی می کشید و گاهی ریش هایش را مثل رستم دو شقه می کرد و یک شال سبز به سر و شالی دیگر به کمرش می بست قبای کوتاهی هم می پوشید و قیافه ای منحصر به فرد به خود می داد.

موضع گیری در مقابل حکومت پهلوی

موضع گیری های و سخنان طنز آلود او علیه رژیم پهلوی و در جهت دفاع از امام خمینی (ره) و نهضت او تداعی کننده ی بهلول، صحابی معروف امام کاظم (علیه السلام) بود و سالهای سال است داستان های صمصام در رابطه با امام و رژیم نقل محافل و مجالس عام و خاص است.(2)

او مردی بسیار عاقل و نکته سنج و در عین حال شوخ طبع بود. اکثر منبرها و کارهای وی دارای ظاهری فکاهی ولی باطنی انتقادی داشت. گاهی پایش را از شوخی های عامیانه فراتر می نهاد و با پادشاهان و مردان سیاسی قدرتمند وقت نیز شوخی می کرد. در بین معمرین اصفهانی کمتر کسی را می توان یافت که او را ندیده و حکایت و لطیفه ای از این مرد استثنائی به خاطر نداشته باشد.(3)


1- همان: ص 172.
2- محمّد حسن، رحیمیان: ماجرای صمصام، نشریه سالهای غربت، شماره 11.
3- نوربخش، حسین: اصفهانی های شوخ و حاضر جواب، ص 9.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه