بوستان فضیلت صفحه 262

صفحه 262

نمودیم فایده نبخشید پس هرکدام به منزل خود برگشتیم. شبانگاه آن مرد در خواب دید قیامت قیام کرده و مردم در صحنه ی محشر جمع شده اند. میزان اعمال آویخته و پل صراط بر روی جهنم کشیده و نامه های اعمال مردم را گشوده اند. دوزخ افروخته و زیانیه ی جهنم به خروش آمده و بهشت ها مزین و آراسته و حرارت و گرمی در نهایت است. در خلال این حال تشنگی بر او غالب گردید در صدد آب برآمد و به راست و چپ نگران شد. حوضی بسیار طولانی و عریض مشاهده کرد گوید با خود گفتم همانان این حوض کوثر است.

پس دیدم بر لب حوض دو مرد مجلل و یک زن جلیله ایستاده اند که نور روی ایشان محشر را روشن کرده اما جامه های سیاه پوشیده اند و محزون و گریان می باشند.

پس پرسیدم ایشان کیستند؟

یکی گفت این خاتم پیامبران(ص) و آن دیگری علی مرتضی و آن زن فاطمهی زهرا شفیعه ی روز جزا علیها سلام می باشد.

پرسیدم چرا لباس سیاه پوشیده اند و گریان و نالانند؟

گفت مگر نه روز عاشورا و روز شهادت سیدالشهداء است در سوگواری آن بزرگوار مظلوم این گونه پریشانند.

پس به نزد فاطمه زهرا علیها السلام رفتم و عرض کردم ای دختر رسول خدا من تشنه هستم. آن بانوی معظمه نگاهی به من کرد و فرمود توی که انکار می کنی فضیلت گریه کردن به فرزندم و نور دیده ام را و آرامی دلم که او را از روی ظلم و ستم شهید کردند خداوند کشندگان او را لعنت کند.

آن مرد گوید من از وحشت و ترس از خواب جستم و از گفتار بد خود پشیمان گشتم و ایشان را از خواب خود باخبر کردم و با آب توبه و انابه خود را شست و شو

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه