جابر بن عبدالله انصاری رازدار خاندان رسالت و امامت صفحه 5

صفحه 5

پنهان کنیم و اگر زین العابدین (علیه السلام) و همراهان او هستند، تو را در راه خدا آزاد می کنم. غلام رفت و برگشت و گفت: زین العابدین (علیه السلام) همراه با عمه ها و خواهران و همراهانند. آنان هنگامی که نزدیک شدند، جابر (رحمه الله) با سر و پای برهنه از آنان استقبال کرد و همگی گریستند. صدای شیون بلند شد. جابر (رحمه الله) خود را روی قدم های امام سجاد (علیه السلام) انداخت و می بوسید و تسلیت می گفت؛ امام (علیه السلام) پرسید: «أَنْتَ جابِر (رحمه الله) ؟»

جابر (رحمه الله) پاسخ داد: «اَنَا جابِر (رحمه الله) ».

امام (علیه السلام) سپس فرمود: «ای جابر (رحمه الله) ! این جا پدرم به قتل رسید. این جا جوانان ما را سر بریدند. این جا خیمه های ما را به آتش کشیدند، از این جا زنان ما را به اسیری بردند».(1) (امام سجاد (علیه السلام) درکربلا برای جابر (رحمه الله) و همراهانش، روضه خواند) .

قابل ذکر است که جابربن عبدالله انصاری (رحمه الله) راوی احادیث بسیاری است من جمله: آیه ولایت، داستان غدیر، داستان مباهله، حدیث منزلت، حدیث رد شمس، اثر دشمنی با علی (علیه السلام) ، حدیث علم علی (علیه السلام) ، ویژگی های شیعیان، ارزش دیدار سیمانی مولا علی (علیه السلام) و هزاران روایت دیگر.

پدر و مادر جابربن عبدالله (رحمه الله)

حدود پانزده سال قبل از هجرت پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، کودکی در مدینه از قبیله ی «خزرج» به دنیا آمد که نام او را جابر (رحمه الله) گذاشتند. سیره نویسان


1- بحار الانوار، ج 1، ص 329، باب 25.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه