جابر بن عبدالله انصاری رازدار خاندان رسالت و امامت صفحه 8

صفحه 8

همچنین جابر (رحمه الله) می گوید: «پس از شهادت پدرم، عمه ام هند، وقتی که پیکر پاره پاره پدرم را دید گریه می کرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) دل تپنده ی این بانوی دلاور (شهید داده) را با جمله ای، آرامش بخشید به او فرمود: چرا گریه می کنی؟! تا هنگامی که پیکر او به خاک سپرده شود، فرشتگان با بالهای خود، به بدن او سایه می افکنند.»

پیکرهای پاک عبدالله و عمروبن جموح را «مُثله» (پاره پاره) کرده بودند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «این دو نفر را که در دنیا دوست هم بودند، در یک قبر، به خاک بسپارید.»، دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله) اجرا شد.(1)

گفتگوی خدا با شهید

وقتی پدر جابر (رحمه الله) ، در جنگ اُحُد به شهادت رسید، پیامبر (صلی الله علیه و آله) به جابر بن عبدالله (رحمه الله) فرمود: «می خواهی تو را خبر دهم که پروردگار بزرگ به پدر تو چه گفت؟!

جابر (رحمه الله) عرض کرد: آری.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند به پدرت فرمود، آنچه را دوست داری از من بخواه.


1- اسدالغابۀ، ج1، ص 257؛ بحارالانوار، ج 20، ص 130 و 131.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه