شرح مجموعه گل: مشاهیر مدفون در تکیه سیدالعراقین تخت فولاد اصفهان صفحه 136

صفحه 136

و در آن وقت ریاست مدرسه سپهسالار عراق (اراک) با مرحوم حاجی آقا

محسن فرید عراقی(1) بود و انقلاب حال من همچنان در مزاج اوشان تأثیر نمود که دو

نفر شخص خادم نزد من فرستاد با این پیام که من هر یک از مدرسین مدرسه را ماهی

پنج ریال می دهم و به شما ماهی ده ریال خواهم داد. و در آن زمان که سن من سی و

هشت سال بود نان یک من هشت شاهی بود (دو عباسی یعنی 4/. ریال)

در هر صورت چهار سال و دو ماه در مدرسه عراق مدرّس بودم. و چون مجرّد و

ریاضت کش بودم و شغلم تدریس بود، از منطق تا «فرائد الاصول» آقا شیخ مرتضی

(انصاری) را درس می گفتم، یعنی روزی هفت تا هشت درس می گفتم، و گاه می شد

روزی که روزه نبودم نهارم عصر صرف می شد.

و در ریاضت کوتاهی نداشتم، از جمله روزی سه مرتبه زیارت عاشورا

می خواندم و دو مسجد داشتم. و به طوری ریاضت تأثیر کرده بود که عراق مانند

انگشتری در دست من می نمود، که از جمله مأخذ ارادت مردم، ابراز ارادت حاجی

میرزا محمود فرید، ولد دوم مرحوم حاجی آقا محسن فرید بود که می گفت: من

خواب دیدم که شما در مسجدی بودید و سه آیه از آسمان درباره شما نازل گردید و

من در عالم رؤیا آمدم در همان مسجد و شما نبودید لکن منشی پدرم آنجا بود، به او

گفتم: این مطلب صدق است؟ گفت: بلی من در مسجد بودم سه آیه برای فلانی

(شیخ محمّد علی دزفولی) نازل شد. سپس به شوخی گفت: اگر ادعای پیامبری

کنی بد نیست قبولت کنیم؟ گفتم: صحبت از پیغمبری و امامت نیست. من مرد فقیر

مسکینی هستم افتاده در مدرسه، لکن تقوی را رها نکنید که آثار عجیب دارد، و این

خواب به علت این است که من روزی سه بار «زیارت عاشورا»با صد لعن و صد

سلام می خوانم.


1- جهت شرح حال این فقیه بزرگ و متنفّذ رجوع شود به کتاب "آیات سرمد" از داود نعیمی اراکی
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه