شرح مجموعه گل: مشاهیر مدفون در تکیه سیدالعراقین تخت فولاد اصفهان صفحه 139

صفحه 139

می شود؟ ناگاه به یادم آمد از فرط اشتغال به مطالعه، افطار خوردن فراموشم شده و

شب را تقریباً به پایان رسانیده ام. گردش کورانه ای به گرد مسجد کردم و یک پوست

خربزه دندان زده ای یافتم (که خربزه آنجا در آن زمان شبیه دست انبوی مخروطی

شکل بود) به ناچار آن را شست و شو داده تناول نمودم و به جای افطار و سحری

قناعت کردم»

حقیر محمّدحسن گوید: این بوده روش و سعی و حرص علمأ به فراگرفتن علوم

تا توانسته اند به سرعت و کمترین زمان به مرحله عالی علمی و عملی با نبودن

وسائل زندگی روزمره برسند و عادت کنند که به زخارف دنیا بی اعتنا باشند. و من

این دره را ننوشتم مگر برای آن که کلیه محصّلین در تمام رشته ها سرمشق و عبرت

گیرند و چندین دستور از این سطور برگیرند.

به خوبی به یاد دارم که اکثر اوقات در هنگام فراغ از مطالعه کتب، از تفکّر منفکّ

نبود و سعی داشت لحظه ای هدر نرود. حتی به سنّ هشتاد سالگی با یک چشم

مطالعه می نمود تا حدّی که چشمش قرمز می شد، آن وقت با چشم دیگر به کتاب

نگاه می کرد تا آن هم قرمز می شد و هر دو چشم خسته و رنجه می گردید. همان گاه

سر و صورت خود را در آب سرد فرو می برد و دو چشمان را در آن آب سرد پاک باز

می کرد. اندکی نمی گذشت که هر دو چشم به حالت اولی بر می گشت و برای مطالعه

مهیا می شد. حتی می فرمود که در جوانی توجه باین نکته یعنی سلامت چشم

داشتم واز خدای متعال خواهش می نمودم که چون از بسیاری مطالعه ممکن است

زودتر از قاعده طبیعی چشمم ضعیف یا از کار بیفتد چشمانم را از من سلب

نفرماید.

و به علاوه به خیال خود همیشه با یک چشم مطالعه می کردم و حتی در کوچه و

معبر هم اگر شوسه و صاف بود مقداری جلو خود را ملاحظه می کردم و دو چشمم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه