شرح مجموعه گل: مشاهیر مدفون در تکیه سیدالعراقین تخت فولاد اصفهان صفحه 147

صفحه 147

سال به عمر او اضافه شده است.

مرحوم شیخ پس از آن نزدیک بیست سال در قید حیات بود و در سن 88 سالگی

در اثر سرماخوردگی در شب عرفه 1358ق بدرود زندگانی گفت.

حکایت سوّم:

مرحوم حاج میرزا علی نقی روغنی که از وعّاظ و پسر عمّه مادر اینجانب بود

می گفت: در سفر به مشهد مقدّس در حرم اطهر، قسمت پایین پای مبارک به سیّد پیر

مرد مجللی از اهالی یزد بر خوردم. آن سیّد پس از آگاهی از این که من از اصفهان

آمده ام پرسید: شما شیخ محمّد علی دزفولی که در مدرسه جده کوچک مدرّس بود

را می شناسید؟ گفتم: بله، شیخ مرحوم داماد دایی من بود. پرسید: شما شیخ را تا

چه حد می شناسی؟ گفتم: من او را مردی زاهد و وارسته و عالمی محقّق و با

معنویت می شناختم. گفت: من کرامتی از او دیده ام که راضی نبود که تا زنده است به

کسی اظهار کنم. اما اکنون که از دنیا رفته میل ندارم آن را با خود به گور برم و خوب

شد شما را ملاقات نمودم. داستان این بود که من از طلاب مدرسه جده کوچک

بودم. در یکی از روزهای دهه عاشورا به حجره شیخ رفته و پیشنهاد کردم به اتفاق

ایشان به مجلس عزای حضرت سیّد الشهدأ علیه السلام برویم. رسم شیخ این بود

که شب و روز عاشورا با سر و پای برهنه و کمی گل که بر سر می مالید به مجلس

عزای حسینی می رفت. اما در پاسخ گفت: من فعلا در حجره خود مجلس روضه

دارم، شما نیز می توانی شرکت کنی. من به حجره ایشان رفتم و نشستم. پس از مدتی

سکوت، شیخ شروع به روضه خوانی کرد، در حالی که درب حجره نیمه باز و درب

صندوق خانه باز بود. ایشان با حال گریه به بیان مصایب اهل بیت مشغول بود و من

هم مشغول گریه بودم که متوجه شدم از داخل صندوق خانه صدای حزین گریه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه