شرح مجموعه گل: مشاهیر مدفون در تکیه سیدالعراقین تخت فولاد اصفهان صفحه 182

صفحه 182

جلو گیری می کنید گفتند: شما باید از درحسینی وارد بشوید و کسی که آب کوثر را

از دست حضرت خورده نباید بترسد. زمانی که گفتند باید از در حسین وارد بشوید

درها را شمردم دیدم بر در هشتم نوشته: انا باب الحسین.

من را از این در وارد بهشت کردند و بردند داخل یک قصر که داخل آن قصر یک

حوری هم نشسته بود. من خواستم وارد قصر بشوم آن دو ملک نگذاشتند گفتم چرا

نمی گذارید؟ گفتند جای شما عاقبت همین جاست و به همین زودی هم می آیی

اینجا ولی اگر حالا بروی توی این قصر نمی خواهی برگردی و هنوز شما عمر دارید

و می دانید که این حوری برای چه است؟

این ثواب دعایی است که بعد از نماز می خواندی و می گفتی: «اللهمّ اهدنی من

عندک و افض علیّ من فضلک وانشر علیّ من رحمتک و انزل علیّ من برکاتک اللهمّ

اجرنی من النار و ادخلنی الجنه و زوّجنی من الحور العین برحمتک یا ارحم

الراحمین»

و من از ناراحتی این که نگذاشتند وارد آن قصر بشوم از خواب پریدم.

خاطره سوّم:

باز شب بیست سوم همان سال مشغول دعا خواندن بودند که خوابشان برد،

مدتی نگذشت که از خواب پریدند و گفتند: دوباره امشب خوابم برد ولی ارزش

داشت.

من گفتم: آقا جان چه خوابی دیدید؟ گفتند: خواب دیدم در ایوان طلای

حضرت امیر علیه السلام ایستاده بودم و جمعیت زیادی هم بودند و همه دست

راستشان به سمت آسمان بلند بود و هر کسی یک نامه از آسمان می آمد توی

دستش. یکی از آن نامه ها هم آمد توی دست من، وقتی نامه را باز کردم دیدم برات

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه